تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
- 2 - وهب بن منبّه ابو عبد الله وهب بن منبه . وهب در محرم از سال يك صد و ده ( 110 ) به گفتهء ابن خلَّكان و در سال يك صد و چهارده ( 114 ) به گفتهء ابو اسحاق شيرازى و ياقوت حموى ( در معجم الادباء ) و در سال يك صد و شانزده ( 116 ) به قولى ديگر در صنعاء يمن به سنّ نود ( 90 ) سالگى در گذشته است . ابن خلَّكان او را به « صاحب قصص و اخبار » موصوف داشته و اين مضمون را در باره اش گفته است : « . . او را ( وهب ) به اخبار اوائل و قيام دنيا ! و احوال انبياء ( ص ) و سير ملوك و پادشاهان و سنن و طرائق ايشان آشنايى و معرفت بوده است » ابن قتيبه در كتاب « معارف » خود ، بنقل ابن خلَّكان ، نقل كرده كه و به مىگفته است : « هفتاد و دو كتاب از كتب الهى را قرائت كرده‌ام « 1 » »
هامش
« 1 » شايد از قبيل كتب اعمال رسولان را اراده كرده است . ياقوت حموى در معجم الادبا بنقل از سفيان بن عيينه از عمرو بن دينار اين مضمون را آورده كه گفته است : « در صنعاء يمن بر وهب به خانه اش در آمدم از گردوى خانه اش به من خورانيد پس به او گفتم : خوش داشتم كه تو در « قدر » ( اختيار و تفويض ) چيزى ننوشته بودى . او گفت : به خدا سوگند خودم همچنين خوش دارم . و همو ، بنقل از ابو سنان ، آورده كه وهب مىگفته است « من به « قدر » قائل بودم تا اين كه هفتاد و اندى از كتب انبيا را خواندم كه در تمام آنها چنين بود : « هر كس براى خود چيزى از مشيئت و خواست قائل شود كافر است » پس من از گفتهء خود در قدر برگشتم » به گفتهء ياقوت ، وهب كتابى در « قدر » تصنيف كرده بود و بعد ، از آن تصنيف خويش پشيمان شده است .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 444 | محمود الشهابي الخراساني