تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
تابعان كلمهء « تابع » در لغت بمعنى پيرو و در اصطلاح به گفتهء فاضل معاصر ، فريد وجدى مصرى ، در كتاب « دائرة المعارف » : « التّابعون ، لفظ يطلق على من رأوا اصحاب رسول الله ( ص ) فيقال : هو « تابعىّ » اى راى واحدا او جملة من الصّحابة » ( تابع كسى است كه از ديدار صحابه ( يك يا بيشتر ) برخوردار شده باشد ) و به تعبيرى كاملتر و دقيقتر ، چنان كه ممقانى « 1 » در كتاب « مقباس الهدايه » افاده كرده عبارتست از : « كسى كه در حال ايمان به رسول الله ( ص ) صحابى را ديده و با ايمان از جهان رفته باشد هر چند ميان زمانى كه ديدار او با ايمان دست داده و ميان زمانى كه مرگ در حال ايمان بر او دست يافته ارتداد و كفرى به همرسيده باشد . . » بنا به اين تعريف ، « ايمان » در هنگام ديدن صحابى و در هنگام مردن ، براى تحقق معنى « تابعى » ( بمعنى اصطلاحى ) اعتبار شده است . و به گفتهء همو : برخى « طول ملازمت » با صحابى را براى محقق شدن معنى « تابعى » شرط دانسته و برخى ديگر « صحّت سماع » او را شرط قرار داده و برخى « تميز » را در معنى اصطلاحى آن اعتبار كرده‌اند . باز همو در همان كتاب ( مقياس الهدايه ) اين مضمون را گفته است : « . . تابعيون نيز زيادند گروهى طبقه‌اى را كه به ملاقات « صحابه » نائل نشده اند
هامش
« 1 » مامقانى .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 311 | محمود الشهابي الخراساني