تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
الاودية كتائب ، يعنى يوم فتح مكَّه ، استسلموا حتّى وجدوا اعوانا » ابن ابى الحديد از نصر به اسنادش از حكم بن ظهير از اسماعيل از حسن بصرى كه او به اسناد از عبد الله مسعود از پيغمبر ( ص ) حديث كرده كه گفته است : « اذا رأيتم معاوية بن ابى سفيان يخطب على منبرى فاضربوا عنقه » پس حسن بعد از نقل اين حديث چنين گفته است : « فو الله ما فعلوا و لا افلحوا » در بارهء چگونگى اوضاع در اواسط آن دوره ، كافى است به آن چه به فرمان عبد الملك مروان با سعيد بن مسيّب فقيه نامى مدينه براى بيعت گرفتن از او به ولايت عهد وليد و سليمان ، فرزندان عبد الملك ، بعد از وى معامله شده و به همين نزديكى در ترجمهء سعيد آورده خواهد شد توجه و مراجعه شود . در بارهء چگونگى اوضاع در زمان آخرين فرمانرواى آن خاندان ، ابن ابى الحديد ( در قضيهء ابن عطيّه كه از طرف مروان حمار به سركردگى سپاهيان شام مأمور بوده كه به مكَّه برود و با ابو حمزه معروف به خارجى كه از طرف عبد الله بن يحيى كندى ملقّب به « طالب الحق » امارت داشته بجنگد و اين جنگ به سال يك صد و سى ( 130 ) وقوع يافته ) از « صاحب الاغانى » چنين نقل كرده است : « و ذكر ابن الماجشون : انّ ابن عطيّة لمّا التقى بأبي حمزة قال ابو حمزة لأصحابه : لا تقاتلوهم حتّى تختبروهم فصاحوا . فقالوا : يا اهل الشام ما تقولون فى القرآن ؟ فقال ابن عطيّة : نضعه في جوف الجوالق ! قالوا : فما تقولون فى مال اليتيم ؟ قالوا : نأكل ماله و نفجر بأمّه ! . . »