تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اخلاف معاويه وضع سلطنت معاوية بن هند سر سلسلهء خاندان اموى و طرز رفتار عمّال او ، از لحاظ عدم توجه بشئون دينى و بى علاقه بودن به احكام و دستورات فقهى و رعايت نكردن امور شرعى و پيروى كردن از سياست شخصى بدان منوال بوده كه بدان اشاره و نمونه هايى از آن آورده شد . چون معاويه را روز سپرى شد و رخت از جهان بر بست سيزده تن از خاندان اموى به نام خلافت ، به امارت و سلطنت رسيدند كه جز يك تن از ايشان ( عمر بن عبد العزيز بن مروان كه چون به ظواهر دين توجّه مىداشته مبغوض خاندان خود بوده و به زودى به وسيلهء ايشان مسموم شده و پس از مدتى بسيار كوتاه از ميان رفته ) ديگران همه ، بيش يا كم ، همان رويهء معاويه را داشته و خلافت اسلامى را به سلطنت استبدادى تبديل كرده و احكام فقهى و شئون دينى را تا آنجا كه از آن براى تحكيم اساس حكومت خود مفيد مىدانسته يا مجبور مىبوده مورد توجّه و نظر مىداشته‌اند و گر نه آنان را علاقه و دلبستگى ذاتى بدين و احكام و تكاليف آن نمىبوده است « 1 » . اين سيزده تن كه نامهاى آنان در زير ياد مىگردد به همان ترتيب ، يكان يكان ايشان عنوان و با كمال اختصار وضع احوال و افعال اين اعقاب به لحاظ توجّه به فقه و دين ، آورده مىشود :
هامش
« 1 » هر چه از زمان پيغمبر ( ص ) و صحابه مىگذشته و دور تر مىشده عدم علاقه و دلبستگى زيادتر مىبوده . معاويه خود در خطبه‌اى كه پيش از مرگش القاء كرده چنين گفته است : « انى كزرع مستحصد و قد طالت امرتى عليكم حتى مللتكم و مللتمونى و تمنيت فراقكم و تمنيتم فراقى ، و لن يأتيكم بعدى الامن انا خير منه كما ان من كان قبلى كان خيرا منى »
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 224 | محمود الشهابي الخراساني