تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
در اين اوراق ، با توجّه به تاريخ طبرى ، و غير آن ، بيشتر كتاب « الكامل » را مورد توجّه و مأخذ قرار داده و اين واقعه را در حدود آن چه ابن اثير در آن كتاب آورده با رعايت اختصار ، به فارسى بر مىگردانم و در زير مىآورم . « واقعه « حرّه » را آغاز چنان بود كه يزيد در سال شصت و دو ( 62 ) پسر عم خود ، وليد بن عتبة بن ابى سفيان را ولايت حجاز داده و در سال شصت و سه ( 63 ) او را برداشته و پسر عم ديگر خود عثمان بن محمد بن ابو سفيان را به جاى او گذاشته است . عثمان گروهى از اشراف و بزرگان مدينه را به شام به نزد يزيد گسيل داشته است . « يزيد واردان از مدينه را بسيار گرامى داشته و به همهء ايشان جائزه داده است . از آن جمله به عبد الله بن حنظله مشهور به « غسيل الملائكه » كه مردى فاضل ، عابد ، شريف و بزرگوار بوده صد هزار درهم و بهر يك از هشت پسرش كه با او همراه بوده‌اند ده هزار درهم و به منذر بن زبير هم صد هزار درهم بخشيده است . « اين جماعت هنگامى كه به مدينه باز گشته‌اند در ميان مردم به پا مىايستاده و مفاسد يزيد و قبائح اعمال او را اظهار مىداشته و مىگفته‌اند : « ما از نزد كسى بر گشته‌ايم كه بى دين ، شراب خوار ، طنبور نواز ، سگ باز و با اشرار و نوازندگان معاشر و دمساز است » عبد الله بن حنظله به پا ايستاده و گفته است « 1 » : « من از نزد كسى مىآيم كه اگر هيچ كس جز اين فرزندان و پسرانم مرا يارى نكند من بجهاد برمىخيزم . همانا او مرا گرامى داشته و به من درهم و دينار داده ليكن من اين مالها را از او نگرفته‌ام مگر براى اين كه نيرو يابم و بتوانم با وى بجهاد برآيم » « منذر بن زبير هم كه پس از آن جماعت از شام برگشته چون به مدينه در آمده
هامش
« 1 » و اخرج الواقدي من طرق : ان عبد اللَّه بن حنظلة بن الغسيل قال : و اللَّه ما خرجنا على يزيد حتى خفنا ان نرمى بالحجارة من السماء ! انه رجل ينكح امهات الاولاد و البنات و الاخوات و يشرب الخمر و يدع الصلاة » ( تاريخ الخلفاء صفحه 209 )