تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و همو ( در همان صفحه از همان جزء ) اين مضمون را از ابو مخنف نقل كرده است : « و مردم چنان مىدانند كه معاويه به هنگام احتضار سه بار گفته است « يوم لي من ابن الأدبر ، طويل » « 1 » و مرادش حجر بوده است » در كتاب « الكامل » ابن اثير چنين آمده است كه زياد بن ابيه ، حجر را با دوازده كس از ياران و دوستانش گرفته و به زندان افكنده و اشخاصى را به شهادت بر افساد و اخلال آنان واداشته كه از آن اشخاص بوده است شريح بن حارث قاضى معروف و شريح بن هانى آنگاه گرفتاران را با شهادتنامه به همراهى وائل حضرمى و كثير بن شهاب بسوى معاويه به شام گسيل داشت . شريح بن هانى در بيرون كوفه خود را به ايشان رسانده و نامه‌اى سر بسته به وائل سپرده و از او خواسته است كه آن نامه را در شام به معاويه بدهد . وائل نامهء شريح را پس از نامهء زياد به معاويه داده است . نامهء شريح را عبارت چنين بوده است : « بلغنى انّ زيادا كتب شهادتى على حجر بن عدىّ ، و انّ شهادتى على
هامش
« 1 » عدى پدر حجر پسر ادبر بوده كه چون در مبارزه‌اى دو أليه ( سرين ) او مورد اصابت شمشير شده بوده است از اين رو او را « ادبر » مىخوانده‌اند .