لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض نبّأنى بذلك اللَّطيف الخبير .
باز گفت :
« انّ الله مولاى و انا مولى المؤمنين . ألستم تعلمون انّي اولى بكم منّ أنفسكم ؟
« قالوا : بلى .
« قال ذلك ثلاثا . ثمّ اخذ بيدك يا امير المؤمنين فرفعها و قال :
« من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . . » و همو از مسند احمد حنبل همين قضيهء استشهاد را از طريقى با عدد هفده 17 و از طريقى ديگر با عدد سيزده 13 و از غير مسند احمد به طرقى ديگر نيز آورده كه على عليه السّلام ، در مسجد كوفه استشهاد كرده و آن عدّه آن چه را خود ديده و شنيده بود بازگو كردهاند .
باز همو بنقل از « مناقب » چنين افاده كرده است :
« محمّد بن جرير طبرى ، صاحب كتاب تاريخ ، خبر غدير خمرا از هفتاد و پنج طريق اخراج كرده و در خصوص اين موضوع كتابى مستقل به نام « كتاب الولاية » نوشته است . و هم ابو عباس احمد بن محمد بن سعيد بن عقده « 1 » در اين باره كتابى به نام « الموالاة » تأليف و اين حديث را از صد و پنج 105 طريق اخراج كرده است .
هامش
« 1 » « احمد بن محمد بن سعيد همدانى كوفى مردى جليل القدر و عظيم المنزله بوده الا اين كه زيدى مذهبش گفتهاند . كتابهاى بسيار تأليف كرده از جمله كتاب الولاية در طرق حديث غدير كه آن حديث شريف را از متجاوز از صد صحابى با اسانيد نقل كرده . و له ايضا كتاب اسماء الرجال الذين رووا عن الصادق عليه السّلام : اربعة الف رجل خرج فيه لكل رجل ، الحديث الذي رواه . بدان كه از ابن عقده نقل شده كه گفته : من صد هزار حديث در حفظ دارم و مذاكره مىكنم ، و جواب مىدهم سيصد هزار حديث را . و دار قطنى گفته كه : به اجماع اهل كوفه از عهد ابن مسعود تا زمان ابن عقده احفظ از او ديده نشده و نقل است كه : كتابهاى او بار ششصد شتر مىشده وفاتش سنهء 333 ( شلج ) و پسرش ابو نعيم محمد از اجلاء شيعهء اماميه و استاد تلعكبرى است » ( هدية الاحباب )