و باهوش و كندذهن در فهم معانى اول يكسانند . بايد دانست كه قرآنيت قرآن بيش از آن كه مربوط به معانى اصلى و هدايتهاى مستنبط از آن باشد ، وابسته به معانى ثانوى آن است . دليل اين امر ، علاوه بر نكات سابق الذكر ، اين است كه دامنه و گسترهء معانى اصلى محدود است ؛ اما معانى ثانوى همچون دريايى با امواج متلاطم است كه علوم و حكمت و عظمت الهى خداوند در آن تجلى يافته و فيوضات و الهامات علوى خداوند بر بندگان برگزيده و وارثان مقرب كلام خداوند و عالمان عاملى كه داراى ذوق و طهارت و صفاى روح هستند ظاهر و آشكار مىگردد . خداوند به منت و كرم خويش ما را از ايشان قرار دهد . آمين .
اعجاز قرآن
دومين هدف از نزول قرآن كريم آن است كه در منظر جهانيان نشان رسالت مولايمان محمد ( ص ) باشد و بر تارك روزگار همچون معجزهاى جاودان ، هدايت و دين حقى را كه بر همه اديان غالب و چيره است صلا دهد . قرآن داراى وجوه اعجاز بسيارى است كه اگر خدا بخواهد در مبحث خود به تفصيل از آن سخن خواهيم گفت . اما در اينجا نظر خوانندهء محترم را به اين حقيقت جلب مىكنيم كه بلاغت بلند قرآن وجهى برجسته و بلكه برجستهترين و عظيمترين وجوه اعجاز قرآن است . زيرا هر سه آيهء كوچك قرآن و لو مقدار آن از يك آيهء بلند كمتر باشد ، معجزه است . خداوند سرآمدان عرصه سخن و سخنورى را به آوردن يك سورهء همانند آن به هماوردى طلبيده در حالى كه كوتاهترين سوره قرآن ، سورهء كوثر است كه از سه آيهء كوچك تشكيل شده است . اگر سرآمدان عرصهء سخن در عصر شكوفايى و مهارت سخنورى در مقابل اين همآوردطلبى عاجز ماندند ، مسلما ناتوانى ديگر مردمان بسيار بيشتر است . همچنين ، پيش از اين گفتيم كه بلاغت قرآن مربوط به خصوصيات و ظرافتهاى معنايى افزون بر معانى اصلى و ظاهرى آيات است . و خوانندهء محترم نيك مىداند كه خصوصيات و ظرافتهاى مذكور همچون ذرات آب در اجزاى شاخهء سبز و يا همچون روح در بدن زنده ، در سراسر قرآن سارى و جارى است . نظم قرآن كريم منشأ و مصدر هدايتهاى خويش است ، چه هدايتهايى كه از ظاهر عبارات قرآن استنباط مىشود ، و چه هدايتهايى كه از طريق خصوصيات و ظرافتهاى افزون بر معانى ظاهرى به دست مىآيد . وه چه شگفتانگيز