به ايثار و حركت وامىدارد و سرنوشت نيكان و بدكاران را واضح و روشن همچون روشنايى روز تصوير مىكند . مثالها و نمونههاى موارد فوق در قرآن آن قدر زياد است كه طرح و عرضهء آنها ما را از مسير بحث خارج مىسازد . در اينجا نكتهء مهم آن است كه بدانيم برخى از هدايتهاى قرآنى از معانى اصلى قرآن به دست مىآيد ؛ و برخى ديگر از معانى ثانوى و فرعى استفاده مىشود . هدايتهاى نوع اول روشن و مورد اتفاق همگان است و نيازى به ذكر مثال ندارد . اما هدايتهاى نوع دوم حاوى ظرافتهايى است كه برخى از محققان را به بحث و جدل واداشته است . ما مىكوشيم تا با ذكر مثالهايى از سورهء فاتحه اين نوع از هدايتهاى قرآن را روشن سازيم .
- آموختن ادب آغاز هر كار مهم و بزرگى با ذكر « بسم اللّه » . اين نكته از آنجا استنباط مىشود كه خداوند كتاب خود را با « بسم اللّه » آغاز كرده و همه سورههاى قرآن ، به استثناى سورهء توبه ، با اين آيه شروع مىشود .
- در هر امرى جز از نام خداوند نبايد مدد جست . اين نكته از اضافهء اسم به كلمهء جلاله متصف به رحمن و رحيم و نيز قصر و انحصارى كه از « بسمله » فهميده مىشود به دست مىآيد . البته بنابراين فرض كه عامل جار و مجرور را متأخر بدانيم و اين عامل را عام و نه خاص فرض كنيم .
- استدلال بر اينكه حمد به سه دليل شايسته خداوند است . ربوبيت خدا بر همهء عوالم ؛ رحمت گستردهء او كه آثارش در همه جا آشكار است و اتصاف دايم خداوند به آن ؛ اختيار و حق تصرف مطلق خداوند در پاداش عادلانه در روز جزا . و اين نكته از اوصاف مذكور كه در مقام مدح خداوند به دنبال نام او آمده استفاده مىشود :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
- بيان هر دو نوع توحيد : توحيد در الوهيت ، و توحيد در ربوبيت . اين نكته را از قصر و انحصار آشكارى كه در آيهء
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
به كار رفته مىتوان فهميد .
- فهم دليل اين دو نوع توحيد از آيات پيش از آن ؛ و اينكه آيهء متضمن توحيد الوهى و ربوبى در سياق آيات اين سوره به عنوان نتيجهء آن مقدمات و به دنبال آنها آمده است .
- درك اين حقيقت كه هدايت به سوى راه مستقيم ( صراط مستقيم ) برترين هدف و خواستهاى است كه بايد همه به سوى آن بشتابند و براى رسيدن به آن بر يكديگر سبقت جويند . دليل بر اين نكته آن است كه در مقام درخواست از خداوند تنها اين