تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
مىبرند . باشد كه چنين دورانديشى و تعمقى ما را به نظر و عملى مدبرانه سوق دهد و حق را از باطل جدا كنيم و به كمك آن با بصيرت و هشيارى رسالت خويش را در نشر هدايت اسلام و قرآن به انجام رسانيم . همچنين ، مطمئنا موافقيد كه در اين زمينه بايد فارغ از تعصبات و اهداف و منافع شخصى بحث را پى گيريم و با آرامش و مدارا به بررسى منظم و گسترده آن بپردازيم ؛ و در آن به ادب تحقيق و انصاف علمى ملتزم باشيم ؛ و در كوشش‌ها و بررسىهاى خود تنها خداوند را هدف و غايت خود قرار دهيم .
« . . . وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »
« 1 » سخن را با بيان معناى لغوى و عرفى ترجمه آغاز مىكنيم ؛ سپس به تقسيم ترجمه به ترجمه تحت اللفظى و ترجمه تفسيرى مىپردازيم ؛ و پس از آن فرق ميان ترجمه و تفسير را بيان مىكنيم . زيرا به ويژه در مباحث مورد اختلاف ، نظير اين بحث ، مشخص ساختن دقيق معانى و مراد الفاظ عملى مهم و مفيد است . به تجربه بر ما ثابت شده است كه تعريف معانى امور مورد اختلاف ، و يا به تعبير حوزوى ، تحرير محل نزاع ، در بسيارى موارد ديدگاه‌ها و نظريات مختلف را به يكديگر نزديك مىسازد و چه بسا مشخص شود كه اختلاف طرف‌هاى بحث اختلافى لفظى است نه حقيقى ، اگر تعاريف روشنى از مسائل مورد اختلاف بدست ندهيم ، استدلالات دو طرف ناظر بر امر واحد نخواهد بود ؛ بلكه چه‌بسا معنايى كه يكى از دو طرف از موضوع اختلاف در نظر دارد و به اثبات آن مىپردازد ، مورد مخالفت هيچ‌كس نباشد ؛ و آنچه طرف ديگر نفى مىكند به همان معنايى كه اراده كرده كسى در نفى آن ترديد نداشته باشد . و در نتيجه اختلاف صرفا به اختلاف در عبارات بازگردد ، نه اختلاف در اعتبارات و معانى . و اگر طرفين از همان آغاز بر اعتبارات و معانى اتفاق مىكردند ، نه عبارت‌ها گوناگون مىشد و نه هرگز اختلافى رخ مىنمود . بنابراين ، اگر در تبيين معناى مورد نظر كه موضوع اين بحث است سخن را به درازا كشانديم و در بيان آنچه موجب مشبه شدن محل نزاع مىشود سخن به طول بينجامد ، پيشاپيش از خواننده محترم عذر مىخواهيم . لفظ « ترجمه » به معانى مختلفى اطلاق مىشود كه بعضى لغوى و بعضى ديگر معانى عرف عام هستند .
هامش
( 1 ) . « و خدا راست و درست مىگويد و اوست كه راه مىنمايد » . ( احزاب : 4 )