تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
موجب تكفير مىشود پذيرفته نيست . بلكه بنابراين قول ، صرفا كسى كه علىرغم علم به تواتر قرائتى آن را انكار كند مورد تكفير قرار مىگيرد . بعضا چيزى از نظر گروهى متواتر است ، اما در نظر گروهى ديگر متواتر نيست ؛ يا گاه متواتر است و زمانى ديگر خير . بنابراين ، طعن افراد بر قرائات ممكن است ناشى از عدم اطلاع ايشان از تواتر آن باشد . و اين طعن ، تواتر را در نظر كسى كه بدان علم دارد نفى نمىكند . همواره فراتر از هر دانايى داناترى هست . و نيز مىتوان اين دليل را مورد مناقشه قرار داده چنين گفت كه طعن صرفا در موارد اختلافى نظير اداء و بيان است . اما موارد متفق عليه در معرض طعن قرار نگرفته‌اند و ما صرفا در موارد متفق عليه به تواتر معتقديم نه در موارد اختلافى . 3 . ابن سبكى ، نويسندهء كتاب جمع الجوامع كه خود بر آن شرح و حاشيه نوشته است ، مىگويد : قرائت‌هاى هفت‌گانه از تواترى كامل و تمام برخوردارند ، يعنى گروهى كه به طور متعارف هماهنگى آنان به كذب محال است آن را از جماعتى نظير خود و به همين ترتيب تا پيامبر ( ص ) نقل كرده‌اند . آحاد بودن اساتيد قاريان ضررى به تواتر قرائت‌هاى مذكور نمىرساند ، زيرا اختصاص اساتيد به گروهى موجب آن نيست كه قرائات از طريق ديگران نقل نشده باشد . بلكه قرائات عملا از طريق ديگران هم نقل شده است . جمع بسيارى از مردم يك سرزمين قرائت امام خود را از جمعى نظير خود دريافت كرده‌اند و به همين ترتيب الى آخر . استناد قرائات به امامان قارى و از طريق راويان معين صرفا به دليل احاطهء آنان بر ضبط حروف قرايى و بر اساس نحوهء حفظ شيوخ جامع الشرايط خويش است « 1 » . ممكن است در اين سخن مناقشه كنند و بگويند اگر همه قرائات متواتر بود ، قاريان در هيچ‌يك از آن‌ها اختلاف نظر پيدا نمىكردند ، حال آنكه بخشى از قرائات مورد اختلاف قاريان است ؛ بنابراين نمىپذيريم كه قرائات همگى متواتر هستند .
هامش
( 1 ) . حاشية العلامة البنانى على شرح الجلال ، شمس الدين محمد بن احمد المحلى على متن جمع الجوامع ، ج 1 : 228 .