تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
كلمه « قرءانا » « 1 » ( قرءنا ) در سوره يوسف و زخرف « 2 » و عدم حذف آن در ساير موارد . يا آمدن الف بعد از « و » در كلمه « سماوات » « 3 » در سوره فصلت و حذف آن از اين كلمه در موارد ديگر . يا بودن الف در كلمه « الميعاد » در همه جا و افتادن آن از اين كلمه در سوره انفال « 4 » و يا آمدن الف در كلمه « سراجا » در همه جا و حذف آن از كلمه در سوره فرقان « 5 » آرى ، چگونه مىتوان فهميد كه چرا « ت » در بعضى از جاها كشيده نوشته مىشود و در جايى ديگر گرد كتابت مىشود ؟ بنابراين بايد پذيرفت كه همه اينها جزو اسرار الهى و مقاصد خاص نبوى است . اين امور بدان دليل از مردمان پنهان است كه اسرارى باطنى است و تنها با شهودى ربانى قابل درك است . درست مانند الفاظ و حروف مقطعه اوايل سوره در آنها نيز اسرارى عظيم و معانى فراوانى نهفته است و اكثر مردمان بدان راه نمىيابند و چيزى از معانى الهى آنها در نمىيابند . رسم‌الخط قرآن نيز دقيقا همين وضع را دارد . و اما بر تو پوشيده نماند سخن آن‌كه گفت رسم‌الخط قرآن را صحابه قرارداد كرده‌اند ، كلمه‌اى باطل است . زيرا قرآن در زمان پيامبر ( ص ) و در حضور او نوشته شد . در اين صورت از دو حال خارج نيست : يا رسم‌الخط قراردادى صحابه دقيقا عين شكل كنونى قرآن ( املاى فعلى و ممضاى پيامبر ) بوده است ، يا نبوده . اگر عين اين املا بوده است كه اصطلاح و قراردادى در كار نيست ، زيرا تقدم پيامبر ( ص ) در تعيين رسم‌الخط قرارداد را منتفى مىسازد و اطاعت و پيروى را ايجاب مىكند . و اگر رسم‌الخطى كه صحابه قرارداد كرده‌اند غير از آن بوده است ، مىپرسيم چگونه مىشود كه به فرمان پيامبر ( ص ) قرآن مثلا به رسم‌الخط خاص نوشته شده باشد ولى آنها به صورتى ديگر بنويسند ؟ چنين چيزى صحيح نيست ؛ زيرا اولا مستلزم مخالفت صحابه با رسول خدا ( ص ) است كه امرى محال است . ثانيا ساير پيشوايان از صحابه و ديگران متفق القول بودند كه افزودن و كاستن حرفى در قرآن جايز نيست و آنچه ميان دو جلد است ، كلام خداوند است . پس ، اگر پيامبر ( ص ) مثلا كلمات « الرحمن » و « العالمين » را با حرف اضافى « الف » نوشته بود و در كلمات « مائة » و « و لا وضعوا » الف را حذف كرده بود و يا در « بأييد » « ى » را ملحوظ نداشته بود و صحابه بالعكس عمل كردند و با او مخالفت ورزيدند ، بايد
هامش
( 1 ) . يوسف : 2 ( 2 ) . زخرف : 3 ( 3 ) . فصلت : 12 ( 4 ) . انفال : 42 ( 5 ) . فرقان : 61