تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
سخنى را متذكر مىشويم كه خود همواره آن را تكرار مىكنند ، و آن اينكه كسى كه خانه‌اش شيشه‌اى است به سوى ديگران سنگ نمىاندازد . سخن آخر در اين زمينه آنكه دليلى بر قرآنى بودن ذكر قنوت و آنچه را به عنوان آيهء متعه ادعا مىكنند وجود ندارد تا آنها را جزو قرآن به شمار آورد . اگر مدعى قرآنى بودن آن هستند ارائه دليل بر عهده ايشان است : « بگو اگر راستگو هستيد ، دليلتان را پيش آوريد » . صاحب انتصار مىنويسد : ذكر قنوتى كه مىگويند ابى بن كعب آن را در مصحف خود ثبت كرده است دليلى بر قرآنى بودن آن نيست ، بلكه آن نوعى دعا بوده است . اگر اين ذكر قرآن بود قطعا براى ما نقل مىشد و از صحت آن آگاه مىشديم . سپس مىافزايد : ممكن است بخشى از آن آيه‌اى بوده كه بعدا نسخ شده و ذكر آن به عنوان دعا مجاز گرديده و با عبارات غير قرآنى درآميخته است . چنين روايتى به طريق صحيح از ابى بن كعب نقل نشده است ، آنچه از او روايت شده اين است كه وى دعاى قنوت را در مصحف خود ثبت كرده است ، يعنى در واقع عبارتى غير از نص قرآنى را به عنوان دعا و يا تأويل آيه‌اى در مصحف خود نوشته است « 1 » . اين دعا همان ذكر قنوتى است كه بزرگان حنفى مذهب آن را پذيرفته‌اند . بعضى از ايشان نيز يادآور شده‌اند كه ابى آن را در مصحف خود نوشت و به دليل وجود دو كلمه خلع و حفد ، آن را سورهء خلع و حفد ناميده است . در حالى كه توضيحات گذشته حقيقت موضوع را روشن مىسازد . خلاصه آنكه برخى از اصحاب مطالبى را در صحف يا مصاحف خويش مىنوشتند كه بعضا قرآنى نبود ، بلكه تفسير الفاظ و معانيى بود كه فهم آن بر ايشان دشوار مىآمد ؛ يا دعايى بود كه خواندن آن در قنوت نماز به جاى ادعيهء قرآنى جايز شمرده مىشد ؛ و يا مواردى نظير اين . آنان خود به قرآنى نبودن موارد مذكور آگاهى داشتند ، اما به دليل آن كه قرآن‌هايشان جنبه شخصى داشت و براى استفاده خودشان بود و همچنين به دليل كمبود ابزار كتابت آن كار در نظر اصحاب مجاز به شمار مىآمد ، زيرا ايشان درباره مشتبه نشدن و نياميختن قرآن با عبارات غير قرآنى اطمينان داشتند . بعضى از كوته‌نظران تصور
هامش
( 1 ) . الانتصار للقرآن ، ابو بكر محمد بن طيب باقلانى ، ج 1 ، القول فى بيان حكم كلام القنوت و ما روى عن ابىّ من الخلاف فى ذلك : 156 - 165 ، معهد تاريخ العلوم العربية و الاسلامية .