تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
غلبهء جانب مرد ، كلمهء « اللذان » بطور مذكر آورده شده و هم گفته‌اند مراد از « اذيت » كه بدان امر شده توبيخ و استخفاف است بنا بر اين ، آيه منسوخ نيست زيرا اين حكم ، ثابت است و آن چه منسوخست اقتصار توبيخ است نه اصل توبيخ ليكن به گفتهء منقول از ابى مسلم بن بحر اصفهانى مراد از فاحشه در اين آيه « لواط » است و بر اين قول مىتوان « اذيت » را به فرد كامل آن كه قتل باشد منصرف دانست . بقول فراء اين آيه ناسخ آيه پيش و بقول بعضى عكس و از لحاظ نزول ، اين آيه بر آيه پيش مقدم گر چه از لحاظ تلاوت و ترتيب مؤخر است . به قولى مراد از « اذيت » حد بكر است كه جلد و تغريب ( تازيانه و تبعيد ) باشد چنان كه حد ثيب تازيانه و رجم است . به قولى ضعيف مراد از « اللذان » دو شاهد به زنا است قبل از كمال نصاب شهادت و مراد از « اذيت » ايراد حد « ضربه » است بر آن دو . از جمله فوائد كه از آيه مستفاد شده دلالت آنست بر اين كه زانى هر گاه پيش از رسيدن قضيه به حاكم توبه كند حد بر او نيست « 1 » 3 - آيهء 2 ، از سورهء نور * ( الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ الله إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * از جمله احكام مذكور در ذيل اين آيه صد تازيانه است كه بايد بر بدكار زده شود ليكن به اين حكم كه عامست ( يا مطلق ) تخصيص وارد آمده چه در بارهء
هامش
« 1 » آيهء بعد از اين آيه چنين است : * ( إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّه لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ ، فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّه عَلَيْهِمْ وَكانَ اللَّه عَلِيماً حَكِيماً . وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً .
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 232 | محمود الشهابي الخراساني