از بهرهء تو نزد حقتعالى و نعيم آخرت تو چيزى كم نمىشود بهسبب متصرّف شدن خزاين دنيا ، من گفتم : اى حبيب من جبرئيل مرا احتياجى به اين خزاين نيست ، هرگاه سير مىشوم پروردگار خود را شكر مىكنم ، و چون گرسنه مىشوم از او سؤال مىنمايم .
اى ابو ذر چون خدا خير و صلاح بندهاى را خواهد ، او را به مسائل دين خود عالم مىگرداند ، و رغبت او را از دنيا بر طرف مىگرداند ، و او را زاهد مىكند ، و به عيبهاى نفس خود بينا مىكند .
اى ابو ذر هيچ بندهاى به زهد و ترك دنيا متّصف نمىشود ، مگر آنكه حقتعالى علوم و حكمتها را در دل او ثابت مىگرداند ، و زبان او را به حكمت و معارف گويا مىسازد ، و بينا و گويا مىگرداند او را به عيبها و درد و دواى دنيا ، و او را سالم از كفر و معاصى از دنيا بيرون مىبرد ، و به خانهء سلامتى كه بهشت پاكيزه سرشت است داخل مىگرداند .
اى ابو ذر چون برادر مؤمن خود را بينى كه ترك دنيا كرده است و رغبت به آن ندارد ، سخن او را گوش بده كه او حكمت و علوم ربّانى را به سوى تو القا مىكند ، من گفتم : يا رسول اللّه كيست كه زهد او در دنيا بيشتر است ؟ فرمود : كسى كه فراموش نكند قبر و پوسيدن و خاك شدن در قبر را ، و ترك كند زيادتى زينتهاى دنيا را ، و اختيار كند نعمتهاى باقى آخرت را بر لذّتهاى فانى دنيا ، و فردا را از عمر خود حساب نكند ، و خود را از مردگان شمارد .
در توضيح اين فصل سه باب ايراد مىنمائيم .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٨٦