تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
نمىباشد ؛ زيرا مطربى كه گفته‌اند آوازى است كه به طرب آورد ، و بسا كسى كه از هيچ آوازى به طرب نيايد ، چنانچه اگر عسل را تعريف كنند كه چيز شيرينى است ، و آدمى از آن محظوظ و ملتذ مىشود ، اگر به‌ندرت كسى را عسل بد آيد ، خلل در آن تعريف ندارد . بلى يك قسم از آواز هست كه اصل جوهر آواز خوشى دارد ، پس اگر قرآن را راسته بخوانند ، و تحزينى در صوت بكنند كه در صدا حزنى به هم رسد ، امّا تكرير آواز و تحرير در آن نباشد ، ظاهرا غنا نيست ، و اينكه در بعضى احاديث وارد شده است كه قرآن را به حزن بخوانيد ، بر اين معنى محمول است ، و همچنين احاديثى كه دلالت دارد بر اينكه ائمّه عليهم السّلام به حزن تلاوت مىفرموده‌اند ، و در بعضى احاديث وارد شده است كه ترجيع آواز بكن به قرآن ، با آن احاديث معارض ، و مقاومت نمىتواند كرد ، و محمول بر تقيّه است ، و كسى از علماى ما نديده‌ايم كه قرآن را در باب غنا استثنا كرده باشد . و بدان كه اكثر علما حدى خواندن را براى راندن شتر استثنا كرده‌اند ، و چون در مستندش ضعفى هست بعضى از علماى ما آن را نيز حرام مىدانند ، و همچنين خلاف است در صداى زنى كه غنا كند در عروسيها فقط براى زنان ، و جمعى از علما اين را حلال دانسته ، و ابن ادريس و علّامه در تذكره اين را نيز حرام دانسته‌اند ، و ليكن حليّتش حديث معتبر دارد ، و همچنين نوحه‌زنان در ماتمها اگر دروغ نگويند تجويز كرده‌اند اكثر علما و احاديث دارد ، و شيخ على عليه الرحمه ذكر كرده است كه بعضى از علما مرثيهء حضرت امام حسين عليه السّلام را جايز دانسته به تحرير خواندن ، و احتياط در دين آن است كه از همهء اينها اجتناب نمايد به مقتضاى عموم احاديث بسيارى كه گذشت .