است ، امّا در صورتى كه آن رخت زبون باعث زيادتى تكبّر او نشود مثلا در زمانى كه اعتبار در شالپوشى باشد ، علاج تكبّر به ترك شالپوشى است ، و در صدر اسلام كه نخوت و عصبيّت باب بود ، و اين چيزها را اعتبار نمىكردند ، تواضع و فروتنى در شال و كهنهپوشى بود ، چنانچه حضرت رسول در آخرين وصيّت به اين معنى اشاره فرموده است كه : اى ابو ذر در آخر الزمان جماعتى خواهند آمد كه در زمستان و تابستان پشم پوشند ، و به اين سبب خود را افضل از ديگران دانند ، و ايشان را لعنت مىكنند ملائكهء آسمانها و ملائكهء زمين ، و عقل نيز حكم مىكند كه بنده مىبايد فرمانبردار باشد ، اگر مولا خزّ و پرنيان برايش بفرستد بپوشد ، و اگر شال فرستد بپوشد ، در هر دو حال از مولا راضى باشد ، و بيان خوبى و بدى پشم پوشيدن در ضمن آن فقرهء شريفهاى كه در آخر حديث مىآيد خواهد شد انشاء اللّه تعالى .
لمعهء هفتم در بيان فضيلت پاكيزه بودن و بوى خوش كردن است
به سند معتبر از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : شستن سر دفع كثافت و چرك مىكند ، و درد چشم را دور مىگرداند ، و شستن جامه غم و حزن را بر طرف مىكند ، و پاكيزهگى است براى نماز .
و فرمود : خود را به آب پاكيزه كنيد از بوهاى بدى كه مردم به آنها متأذّى مىشوند ، و در مقام اصلاح و پاكيزه كردن بدن خود باشيد ، و به احوال خود بپردازيد ، به درستى كه خدا دشمن مىدارد از بندگانش آن قاذورهء كثيف بدبوئى