پيغمبرى تا پيغمبر ديگر باعث نجات خلق بود ، و هرگز نمىگذارم شيطان را كه مردم را گمراه كند ، و كسى نباشد كه حجّت من باشد ، و خلق را به سوى من هدايت نمايد ، و عارف به امر من باشد ، و از براى هر قومى البتّه هدايتكنندهاى هست كه سعادتمندان را هدايت مىنمايد ، و حجّت مرا بر ارباب شقاوت تمام مىكند « 1 » .
و ايضا از آن حضرت به اسانيد متكثّره منقول است كه فرمود : هرگز زمين خالى نيست از كسى كه زياده و نقصان دين را بداند ، اگر زيادتى در دين بكنند زياده را بيندازد ، و اگر كم كنند كمى را تمام كند ، و اگر نه امور مسلمانان مختلط و مشتبه شود ، و ميان حقّ و باطل فرق نكنند « 2 » .
و عقول سليمه بر اين مضامين حكم مىنمايد ، و اين اخبار معتبره متنبّهات است ، و اگر كسى تفكّر نمايد مشتمل بر براهين حقّهء واقعيّه هست . و هريك از اين احاديث و ايضا دلايل عقليه و وجوه نقليّه كه بعضى گذشت و در كتب اصحاب مفصل مذكور است شاهد است بر اينكه امامت بدون نص الهى نمىباشد ، و صاحب عقل مستقيم به عين اليقين مىداند خداوندى كه جميع جزئيّات احكام را حتّى بيت الخلا رفتن ، و جماع كردن ، و خوردن و آشاميدن را بيان فرمايد ، و به عقل مردم نگذارد ، البتّه امر خلافت و امامت كه اعظم امور است ، و موجب بقاى احكام شريعت و صلاح امّت و نجات ايشان است به عقول ضعيفه خلق نخواهد گذاشت .
و ايضا جميع پيغمبران وصيّى تعيين فرمودهاند ، چگونه پيغمبر آخر الزمان وصى تعيين نفرمايد ؟ با آنكه شفقت او نسبت به امّت از جميع پيغمبران بيشتر
هامش
( 1 ) بحار الانوار 23 / 22 ح 22 .
( 2 ) بحار الانوار 23 / 21 ح 19 .