بدخويى نمىدارند .
راوى گفت كه فداى تو گردم مىخواهم از چيزى سؤال كنم و شرم مىكنم از آن ؛ آيا در بهشت غنا مىباشد ؟
حضرت فرمود كه به درستى كه در بهشت درختى هست كه حق تعالى امر مىفرمايد بادها كه بر آن درخت مىوزند و آن را به حركت مىآورند و از آن نغمهء چند صادر مىشود كه خلايق هرگز به خوبى آن نشنيدهاند . حضرت فرمود كه آن جزاى كسى است كه در دنيا ترك شنيدن غنا از ترس الهى كرده باشد .
راوى مىگويد كه گفتم فداى تو گردم ديگر بفرما از أوصاف بهشت .
فرمود كه حق تعالى بهشتى به يد قدرت خود خلق فرموده است كه هيچ چشمى آن را نديده و مخلوقى بر آن مطّلع نگرديده ، پروردگار عالم هر صبح آن را مىگشايد و مىفرمايد كه شميم و بوى خوش خود را بر اهل بهشت زياده بفرست ، اين است كه حق تعالى مىفرمايد كه پس نمىداند نفسى آنچه مخفى شده است براى ايشان از چيزهايى كه موجب روشنى چشم و سرور ايشان است به جزاى كارهاى چيزى ( خيرى ) كه در دنيا مىكردند « 3 » .
و از حضرت أمير المؤمنين - عليه السلام - منقول است كه طوبى درختى است در بهشت كه اصلش در خانهء پيغمبر است ، و هيچ مؤمنى در بهشت نيست مگر آن كه در خانهء او شاخى از آن درخت هست كه خواهش هر چيز كه در خاطرش آيد آن شاخ براى او حاضر مىسازد ، و اگر سوار تند روى ، در سايهء آن درخت صد سال بتازد ، بدر نمىتواند رفت ، و اگر كلاغى از أصل آن درخت پرواز كند آن قدر كه پير شود و از پيرى بيفتد به بالاى آن درخت نرسد پس سعى نماييد در تحصيل چنين كرامتى « 4 » .
و به سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه در بهشت درختى هست كه بالايش حلّهها مىرويد و از پايينش اسبان ابلق زين و لجام كرده بيرون مىآيد كه بالها دارند و سرگين و بول ندارند ، پس دوستان خدا بر آن اسبان سوار مىشوند و آنها پرواز مىكنند به هر
هامش
( 3 ) . بحار الانوار 8 / 126 - 127 ، ح 27 .
( 4 ) . بحار الانوار 8 / 131 ، ح 33 .