تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پس ملك در آيد و آن دو حلّه را بياورد ، مؤمن يكى را بر كمر بندد و يكى را بر دوش افكند ، و با پيك حق تعالى روان شود ، و بر هر چيز كه گذرد از نور او روشن شود و بيايد تا وعده‌گاه رحمت و كرامت . پس چون در آنجا مؤمنان همگى مجتمع گردند حق تعالى نورى از انوار جلال و معرفت خود بر ايشان تجلّى فرمايد ، پس ايشان به سجده در آيند خطاب رسد كه اى بندگان من سر برداريد كه امروز روز سجده و عبادت نيست مشقّت و كلفت طاعت و تكليف از شما برداشته‌ام . پس ايشان گويند كه اى پروردگار من چه چيز از اين بهتر مىباشد كه به ما كرامت كرده‌اى ، بهشت را به ما عطا فرموده‌اى . جواب فرمايد كه به شما عطا كردم هفتاد برابر آنچه اكنون داريد از جميع نعمتها و كرامتها ، پس در هر جمعه مؤمن بر مىگردد با هفتاد برابر آنچه داشته است پيش از آن جمعه ، و اين است كه حق تعالى مىفرمايد كه نزد ما زيادتيهاى رحمت و كرامت هست ، و روز مزيد روز جمعه است ، و شبش بسيار سفيد و پر نور است ، و روزش بسيار نورانى است . پس بسيار خدا را در اين شب و روز تنزيه كنيد مانند گفتن « سبحان الله » و به بزرگى ياد كنيد به مثل گفتن « اللّه اكبر و لا إله الّا الله » ، و حمد و ثناى الهى بسيار بكنيد به گفتن « الحمد لله » و غير آن از ثناهاى خدا ، و صلوات بر محمّد و آل محمّد بسيار بفرستيد . پس چون بندهء مؤمن از وعده‌گاه بر مىگردد به هر چيز كه مىگذرد آن را از نور خود روشن مىكند ، تا آن كه به نزد زنان خود مىآيد ، زنانش مىگويند كه به حق آن خداوندى كه بهشت را بر ما مباح گردانيده است ، اى سيّد ما هرگز تو را به حسن امروز نديده‌ايم . او در جواب گويد كه از تجلّى نور جلال پروردگار خود نور و بها و حسن يافته‌ام . بعد از آن حضرت فرمود كه زنان بهشت رشك نمىدارند و حائض نمىشوند و