زمين مىكند ، و حق تعالى به جاى او ديگرى مىروياند .
ابو بصير گفت : فداى تو گردم ديگر بفرما .
فرمود : كه مؤمن را در بهشت هشتصد دختر باكره و چهار هزار زن ثيّبه و دو زن از حور العين كرامت مىفرمايند .
أبو بصير گفت : فداى تو گردم هشتصد دختر باكره به او مىدهند ؟
فرمود : كه بلى ، هرگاه كه با هر يك از آنها مقاربت مىنمايد باكرهاند .
گفت : فداى تو گردم حور العين را از چه چيز خلق كردهاند ؟
فرمود : كه از تربت نورانى بهشت مخلوق شدهاند ، كه مغز ساقهاى ايشان از زير هفتاد حلّه نمايان است ، و جگر مؤمن آينهء حور العين است ، و جگر حور العين آينهء مؤمن است ، كه از غايت لطافت و صفا خود را در آن مشاهده مىنمايد .
گفت : فداى تو گردم آيا حور العين را سخنى هست كه به آن تكلّم نمايند ؟
فرمود : كه بلى سخنى مى گويد كه هرگز خلائق به آن خوشى سخنى نشنيدهاند .
گفت : سخن ايشان چيست ؟
گفت : مىگويند كه ماييم خالدات كه پيوسته خواهيم بود و مردن ما را نمىشايد ، و ماييم تنعّم كنندگان و شادمانان ، كه هرگز ما را اندوه و بد حالى نمىباشد ، و ماييم كه در سراى خلد پيوسته راضى و خوشنوديم و در هيچ حال به غضب و خشم نمىآييم ، خوشا حال كسىكه از براى او ما خلق شدهايم ، ماييم آنان كه اگر يك تار زلف ما را در ميان آسمان بياويزند نور آن ديدهها را خيره كند « 1 » .
و به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين - عليه السلام - منقول است كه فرمود
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 8 / 120 ، ح 11 .