من تلك البقاع ، پس آن زمين هم از آن زمينهايى است كه دعا در آن مستجاب مىگردد « 1 » .
مجملًا قدر ومنزلت جناب امام حسين عليه السلام نه به حدى است كه به معرض تقرير وتحرير تواند درآيد ، جزيى [ از ] شرافتى كه خداوند عالم به جهت آن حضرت به ارض أقدس كربلا عطا فرموده اين است كه آن را از قطعههاى بهشت خلق كرده ، [ و ] در روز قيامت نور أو زيادتى كند بر همهء بهشتها . وارد شده است كه زمين مكة بر خود باليده فخر نمود كه مثل من مكاني در كلّ زمينها به هم نمىرسد ؛ زيرا كه خدا مرا خانهء خود قرار داده وبر هر بندهاى واجب كرده كه از مكانهاى چند به زيارة من مىآيند وطواف مىكنند .
روايت است كه چون كعبه اين منايى كرد * اثر به ذروهء درگاه كبريايى كرد
خطاب شد به سوى كعبه از جناب غفور * كهاى عبث شده بر شأن خويشتن مغرور
اگر نبود ز تو ارض كربلا منظور * تو را براي چه مىدادم اين شرافت ونور
تو از كجا وچنين قسم ادعا ز كجا * علوّ مرتبه وشأن كربلا ز كجا
به خود مناز اگر مروه وصفا دارى * چه رتبه وچه صفا پيش كربلا دارى
اگر چه رو به تو فرمودهايم طاعت را * سپردهايم به أو شافع قيامت را
چنان كه ز آدم وحوا غرض محمّد بود * غرض ز خلق تو هم كربلاى امجد بود
قسم چهارم : اسبابى است كه بر مىگردد به دعا ومكان وعلايم مثل دعا كردن در بالاى سر جناب سيدالشهدا عليه السلام ؛ چه روايت شده است از امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السلام كه : هر كه را حاجتي به سوى خداى عز وجل بوده باشد ، پس بايستد در بالاى سر جناب سيدالشهدا عليه السلام در روضهء مقدسه وبگويد :
يَا أبَا عَبْدِاللَّهِ ، أشْهَدُ أنَّكَ تَشْهَدُ مَقَامِي ، وتَسْمَعُ كَلامِي ، وأنَّكَ حَيٌّ عِنْدَ رَبِّكَ تُرْزَقُ ، فَأسْأَلُ اللَّهَ رَبَّكَ وَرَبّي قَضَاءَ حَوَائِجِي
، پس به درستى كه حاجت أو - إن شاء اللَّه - بر آورده مىشود « 2 » .
ومثل دعا در عرفات ومشعر وحرم محترم وكعبهء معظمه ومساجد وغير آنها از
هامش
( 1 ) . عدة الداعي ، ص 57 ، القسم الرابع .
( 2 ) . عدة الداعي ، ص 64 ، وبه نقل از وى در مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 345 ، باب 59 ، ح 12149 .