تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
طلب لمؤلفه
دل مسكين من امروز سروري دارد * گوئيا روشنى از پرتو نوري دارد منعش از ناله روا نيست ميازاريدش * جلوهء ديده از آن روى كه شورى دارد طور از نور تجلّى متلاشى گرديد * موسى ار تاب نيارد چه قصورى دارد راحت روح در آن لحظه بود كاين دل من « 1 » * در حريم حرم دوست حضوري دارد اى خوش آن راه نوردى كه به سر منزل دوست * در بيابان طلب راه عبورى دارد دارد از سلطنت دوستى آن بنده خبر « 2 » * كه از اين دنيى دون منزل دورى دارد بگشا روى نگارا وببين كز هر سو * خستهء هجر تو « 3 » اينك چه وفورى دارد گو به شمع رخ خود تا كه نسوزد پر دل « 4 » * ور نه پروانهء مسكين چه شعوري دارد بعد از اين دست من ودامن سلطان نجف * گر شفيعم شود آن شه چه قصورى دارد نظري سوى معلم بنما اى شه دين * كه ز مهر تو به دل تابش نوري دارد دست من گيرد اگر لطف تو دارم چه هراس * من از آن روز كه خود نفخهء صوري دارد

فصل ششم : در شرح فقرهء سادسه از فقرات دعاى شريف

وآن نيز مشتمل است بر مناجاتى ، ودو تزيين ، ويك طلب : مناجاة
اى خدايى كه رحمتت عام است * كار تو فضل وجود وانعام است هر چه « 5 » هستى دليل وحدت توست * جمله آيات علم وقدرت توست آفريدى به دست قدرت خويش * هرچه باشد صلاح ، بىكم وبيش
هامش
( 1 ) . خ . ل : دور . ( 2 ) . خ . ل : نصيب . ( 3 ) . خ . ل : طالب وصل تو . ( 4 ) . خ . ل : من . ( 5 ) . خ . ل : همه .