نفس ، در ترك هوا مسكين بود * گوشمال نفس نادان اين بود
از رياضت ، نفس بد را گوش مال « 1 » * تا نيندازد تو را اندر وبال
امر ونهى حق چو دارى اى وحيد ! * پس مرو بر وايهء نفس پليد « 2 »
هر كه أو را نفس شومش رام شد * از خردمندان نيكونام شد
روى دل چون از هوا برتافتى * بعد از آن مىدان كه حق را يا فتى
وديگرى آن كه از روى بصيرت در امر خود نظر كند واز حين تكليف تا زمان تخفيف به طاعت وعبادت گذراند ومريض قلب را به اشربهء ذكر وتوحيد ، علاج فرمايد ورضيع نفس را به شير رياضت وشراب مخالفت ، پرورش دهد وخَلق را به خالق ، هدايت كند ودر استكمال عقل خويش سعى كند ويك دم بل يك طرفة العين از ياد حق ، غافل نگردد ؛ چه حضرت حق « 3 » عز وجل ، مىفرمايد كه : « 4 »
« وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ »
« 5 » يعنى هر كه يك لحظه دل از ياد حضرت ما بپردازد ومَركب نفس در ميدان غفلت تازد ، جلال عزّت ما شيطانى موسوس را هم صحبت أو سازد . يعنى خواطر شيطانى ووساوس نفساني را چنان بر أو مستولى گرداند كه از ادراك معارف وحقايق بازماند وأو را از أوج عزّت به حضيض مذلّت رساند واز قاف قرب به بئر بعد افكند .
نظم
لكلّ شيءٍ إذا فارقتَه عوض * وليس للَّهإن فارقت من عوض
نقل است از سيّد الطايفه أبو القاسم جنيد - قدّست أسراره - كه فرمود « 6 » : « لو أقبل
هامش
( 1 ) . ف : از رياضت نفس را ده گوشمال .
( 2 ) . ف : -امر ونهى حق چودارى اى وحيد * پس مرو بر وايهء نفس پليد( 3 ) . ف : - حق .
( 4 ) . ف : - كه .
( 5 ) . سورهء زخرف ، آيهء 36 .
( 6 ) . ف : فرمود كه .