طريق تبرّع وآن را « دماثت » نيز خوانند .
سيوم « 1 » حُسن هدى وآن عبارت است از آن كه نفس را به تكميل خويش به حُليتهاى ستوده ، رغبتي صادق حادث شود .
چهارم مسالمت وآن عبارت است از آن كه نفْس مجاملت نمايد در وقت تنازع آراى مختلفه وأحوال متباينة از سرِ قدرت وملكه كه اضطراب را بدان تطرّق نبوَد .
پنجم دَعَت « 2 » وآن عبارت است از آن كه نفْس ، ساكن باشد در وقت حركت شهوت ومالك « 3 » زمام خويش شود .
ششم صبر وآن عبارت است از آن كه نفس ، مقاومت كند با هوا تا مطاوعت لذّات قبيحة از أو صادر نشود .
هفتم قناعت وآن عبارت است از آن كه نفس ، آسان فراگيرد أمور مآكل ومشارب وملابس وغير آن را ورضا دهد به آنچه سدّ خلل كند از هر جنس كه اتّفاق افتد .
هشتم وقار وآن عبارت است از آن كه نفس در وقتي كه مُنبعث باشد به سوى مطالب آرام گيرد تا از شتابزدگى ، مجاوزت حدّ از أو صادر نشود ، به شرط آن كه مطلوب ، فوت « 4 » نكند .
نهم وَرَع وآن عبارت است از آن كه نفس ، ملازمت نمايد بر اعمال نيكو وافعال پسنديده وقصور وفتور را « 5 » بدان راه ندهد .
دهم انتظام وآن عبارت است از آن كه نفس را تقدير وترتيب أمور بر وجه وجوب وحسب مصالح صيانت نمودن ، مَلَكه شود .
يازدهم حرّيت وآن عبارت است از آن كه نفس ، متمكّن شود از اكتساب مال از وجوه مكاسب جميله وصرف آن در وجوه مصارف محموده وامتناع نمايد از
هامش
( 1 ) . ف : سيم .
( 2 ) . م : + / است .
( 3 ) . ف : ماكد .
( 4 ) . ف : قوت .
( 5 ) . ف : - را .