كسى كه نيست محبّ تو ، هست درخور نار * بهفرض اگر شيشهاش شصت وچلّهاش حلشد
به صد وسيله خلايق نجات خود طلبند * گداى كوى تو مستغنى از وسايل شد
چو حلقهء دَرِ تو طوق گردن جان گشت * دگر مفارقت از درگه تو مشكل شد
تو برترى ز سليمان كه قدر جنّ ومَلَك * به خاك راه تو نازلتر از انامِل شد
رسالهاى كه به مدح وثنات گشت تمام * ز قدر ومرتبه ، سردفتر رسايل شد
طواف خاك درت خلق را كه شد روزى * به يُمن دولت واقبال شاه عادل شد
ميراث حديث شيعه — صفحة 303
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٣٠٣