ساحره بايد كشته شود . با اين كه آنان به كشتن زن مرتد فتوا ندادهاند و اين بدان جهت است كه ساحر حدا كشته مىشود ، نه به عنوان ارتداد و استتابه در ارتداد است نه در حد پس در جايى استتابه است كه نصى در ميان باشد نه در آنجايى كه نصى در ميان نباشد و در اين مورد نصى وجود ندارد . ( 1 ) اگر چه روايتى از پيشواى مذهب حنبلى احمد ابن حنبل شيبانى نقل شده است كه او بر اين بينش و عقيده است به اين كه ساحر به تعلم سحر و فعل آن كافر نمىشود و او عاصى است و بايد ادب شود و طلب توبه از او گردد . . ( 2 ) ولى شافعيان و ظاهريان اين را قبول ندارند و حديث جندب را ضعيف و غير قابل اعتماد دانستهاند . ( 3 )
نظر زيديه در زمينه ساحر
زيديه نيز حكم ساحر را حكم مرتد مىدانند ، ولى حكم او را اگر چه قتل مىدانند ، ولى بعد از استتابه مانند مرتد كه اگر توبه كرد از قتل او صرف نظر مىشود و اگر توبه نكرد كشته مىشود . ( 4 )
آراء عالمان مذاهب در بارهء زنديق
مالكيان و حنبليان بر اين عقيدهاند كه بايد زنديق بدون طلب توبه از او كشته شود و اين كيفر از باب حد است نه از باب ارتداد ، مگر در صورتى كه خودش بدون طلب اعتراض به نفاقش بنمايد و اعلان توبه كند كه در اين صورت توبه اش قبول مىشود . . ( 5 ) اما شافعيان و حنفيان و زيديان بر اين نظر هستند كه استتابه مىشود و در صورتى كه توبه كند توبه او قبول مىشود و از قتلش صرف نظر مىشود . و براى اين نظريه خود به قول خداوند * ( ( قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ ) ) * . ( 6 ) تمسك جستهاند .
هامش
( 1 ) حاشيه ابن عابدين ، ج 3 ، ص 408 ، شرح فتح القدير ، ج 4 ، ص 408 و المغنى ، ج 10 ، ص 113 .
( 2 ) مواهب الجليل ، ج 3 ، ص 279 .
( 3 ) التشريع الجنائى ، ج 2 ، ص 711 .
( 4 ) شرح الازهار ، ج 4 ، ص 379 .
( 5 ) مواهب الجليل ، ج 6 ، ص 282 .
( 6 ) أسنى المطالب ، ج 4 ، ص 122 ، المهذّب ، ج 2 ، ص 229 و الفقه على المذاهب الاربعة ، ج 5 ، ص 328 .