گرديده است . شايد بتوان گفت : « مستند » يكى از اركان مهم فقه از جهت تحول سبك و روش به شمار مىرود .
در اوايل همان زمان ميرزاى قمى صاحب كتاب قوانين و مرجع بزرگ شيعيان ايران مىزيسته است . ميرزاى قمى به نحو شايسته اى مبانى اصول فقه را تحكيم بخشيد . و ره گشاى فكرى علم اصول در اين عصر شناخته شد . وى اصطلاحات زيادى در اصول پديد آورد و مبانى آن را تكامل بخشيد ، به طورى كه دانشمندان شيعى به اين امر اعتراف دارند .
تذكر
در اينجا مناسب است به سهوى كه در صفحات پيشين رخ داده است اشاره كنيم و آن اين كه تعيين اعلم به وسيله ميرزاى قمى ، با اين كه معروف است كه در ارتباط با شيخ على كاشف الغطاء بوده است ولى با در نظر گرفتن تاريخ وفات آنان اين نظر درست نمىباشد و ممكن است اين واقعه در ارتباط با شيخ موسى كاشف الغطاء باشد ، ولى آن چه در ارتباط با شيخ على نقل شد ممكن است به وسيله فقيهى ديگر از فقهاى بزرگ قم بوده است .
شيخ على كاشف الغطاء
سالهاى 1241 تا 1254 ق عصر درخشندگى مرجعيت و زعامت فقيه بزرگ شيخ على كاشف الغطاء است . در اهميت او همين بس كه شيخ اعظم انصارى از شاگردان و دست پروردگان اين عالم ربانى مىباشد .
صاحب جواهر
شيخ محمد حسن نجفى ، صاحب جواهر الكلام سالهاى 1254 تا 1266 بر او اختصاص دارد . وى مرجعيت كل شيعيان را بر عهده داشت و عظمت علمى او بر همگان روشن است .
او در تكميل و تحول ابحاث فقهى چنان كه بايد كوشيد و در اين زمينه نقش مؤثر و سهم بسزائى داشت ، و نيز بسيارى از مسائل و فروع فقه را تكامل بخشيد و سبب شد آثار او بيش از ديگران كه پيشتاز شمرده مىشدند ارزش و اعتبار ويژه اى به دست آورد .