هر كه را همّت بلند بُود * آن عطا را يقين ز ايمان دان
[ 181 ]
عَدُوٌّ عَاقِلٌ خَيْرٌ مِنْ صَدِيقٍ جَاهِلٍ
. دشمن عاقل ، بهتر است از دوست نادان .
جهد كن ، يار عاقل آر به دست * جاهل اندر جهان فراوان است
زان كه صد بار دشمن عاقل * بهتر از دوستى كه نادان است
[ 182 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : عُسْرُ الأمْرِ مُقَدِّمَةُ الْيُسْرِ
. واز كلام اوست : دشوارى كار ، مقدمهء آسانى است .
كار دشوار پيشت ار آيد * نهراسى ورخ نگردانى
زان كه دشوارىاش مقدمهاى است * كه دلالت كند بر آسانى
[ 183 ]
عَلَيْكَ بِالْحِفْظِ دُونَ الْجَمْعِ فِي مَكْتَبِهَا « 1 »
. بر تو بادْ ياد گرفتن ، نه جمع كردن در كتاب .
علم آموز ودر بلاغت كوش * تا شوى جمع فاضلان را شمع
بر تو بادا كه يادگيرى علم * نه همى در كتاب سازى جمع
[ 184 ]
وَقَالَ : عُقُوبَةُ الظَّالِمِ سُرْعَةُ الْمَوْتِ
. وگفت : عقوبت ظالم ، شتافتن مرگ است .
هر كه بنياد ظلم كرد ، از أو * عمر را « 2 » وقت روى تافتن است
اين عقوبت نكوست ظالم را * كه به مرگ خودش شتافتن است
هامش
( 1 ) . خ ل : مِن الكُتُبِ ودر « ح » : للكتب .
( 2 ) . در نسخهء « ح » : عمر أو .