[ 168 ]
ظُلْمُ الْمُلُوكِ أوْلى مِنْ دَلَالِ الرَّعِيَّةِ
. ظلم پادشاهان ، أولى است از دلال رعيت .
چون دليل است عدل وظلم شهان * منتشر در جهان بي سر وپا
گر كنى عدل وظلم شه معلوم * از دلال رعيّت است أولى
[ 169 ]
وَقَالَ : ظَلَامَةُ الْمَظلُومِ لَايَضِيْعُ
. وگفت : ظلم بر مظلوم ، ضايع نيست .
روز محشر ستانَد از ظالم * داد مظلوم ، حاكم صانع
ظالم ار ظلم كرد بر مظلوم * اجر مظلوم كي شود ضايع
[ 170 ]
وَقَالَ : ظُلْمُ الظَّالِمِ يَقُودُهُ إلَى الْهَلاكِ
. وگفت : ظلم ظالم ، مىكِشد أو را به هلاك .
حق ، جزا چون دهد به قدر عمل * دلت از ظلم وكينه گردان پاك
تا نگردى هلاك ، ظلم مكن * ظلمِ ظالم كِشد وِرا به هلاك
[ 171 ]
ظَمَأُ الْمَالِ أشَدُّ مِنْ ظَمَأ المَاءِ
. تشنگى مال ، سختتر است از تشنگى آب .
چون سراب است مال ، مطلب از آنك * تشنگى بيشتر شود ز سراب
سختتر تشنگى مال بسى * بُود از تشنگى مرد به آب
[ 172 ]
وَقَالَ : ظِلُّ السُّلْطَانِ كَظِلِّ اللَّهِ
. وگفت : سايهء پادشاه ، مثل سايهء خداست .
شاه عادل محقّق است كه هست * لطف رحمان « 1 » ميانهء خلقان
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : ايزد .