تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
[ 92 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : ذِكْرُ الشَّبابِ حَسْرَةٌ

. واز كلام اوست : ياد كردن جوانى حسرت است .
همچو بادي گذشت عمر عزيز * هيچ حاصل نگشت جز حسرت از جوانى كسى كه ياد كند * بُود أو را دَمى دو صد حسرت
[ 93 ]

ذِكْرُ الْمَوتِ جَلاءُ الْقُلُوبِ

. ياد كردن مرگ ، روشنى دل‌هاست .
به هر نفس ، گر زمرگْ ياد كنى * نور توفيق بر دلت تابد مؤمنان را ز ياد مرگ ، بلى * دل تاريك ، روشنى يابد
[ 94 ]

رُؤيَةُ الْحَبِيبِ جَلاءُ العَيْنِ

. ديدن دوست ، روشنى چشم است .
ديدن دوست را غنيمت دان * خواه هنگام لطف ، خواهى خشم چشم از دوست برمدار كه هست * ديدن دوست ، روشنى دو چشم
[ 95 ]

وَقالَ : رَاعِ أبَاكَ يُرَاعِكَ ابْنُكَ

. وگفت : رعايت كن پدرت را تا رعايت كند تو را پسرت .
نيك وبد را يقين مكافات است * آنچه مىآيد از قضا به سرت پدرت را رعايتى مىكن * تا رعايت كند تو را پسرت
[ 96 ]

رَفَاهِيَةُ الْعَيْشِ فِي الْأمْنِ

. آسودگى عيش در امنيت است .
گر بُود نعمت فراوانت * رنجه‌اى نبْوَدَت كز امنيت
ميراث حديث شيعه — صفحة 180 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى