از پدر وى ( محمّد بن زيد حسينى ) ، شرح حالي در هيچ يك از منابع پيش گفته نيافتم ؛ جز آن كه مىدانيم :
يك ) محدّث بوده وفرزندش از أو روايت كرده وحديث شنيده است ؛ « 1 »
دو ) در حديث ، صاحب تأليف بوده است ؛ « 2 »
سه ) با عَلَم الهدى سيدِ مرتضى ( م 346 ق ) ، راوىِ مشتركى به نام :
أبو القاسم صاعد بن عُمر رَمْلى داشته است ؛ « 3 »
چهار ) كنيهء أو نيز « أبو المعالي » است ؛ « 4 »
پنج ) تا ذي حجّهء سال 468 ، در قيد حيات بوده وپيش از تأليف عيون الأخبار ، در گذشته است . « 5 »
* دربارهء فرزند وى ( أطهر بن محمّد ) ، عبد الغافر فارسي وذهبي وصَفَدى ، روايات مشابهى آوردهاند كه در اين جا به روايت عبد الغافر ، بسنده مىكنيم :
هامش
( 1 ) . به اين نكته ، در سطور نخست كتاب عيون الأخبار ونيز برگ 41 از نسخه ، تصريح شده است .
( 2 ) . همان جا . همچنين احتمال اندكى وجود دارد كه مؤلف مناقب أمير المؤمنين عليّ ( شناخته با عنوان : محمّد بن عليّ بن الحسين العلوي الشريف ) ، همو باشد ( ر . ك : طبقات أعلام الشيعة ، ج 5 ، ص 54 ) . نسخهاى از اين كتاب ، اخيراً به كتابخانهء آية اللَّه مرعشى وارد شده است ( ر . ك : فصلنامهء ميراث شهاب ، ش 20 ، ص 14 ) .
( 3 ) . ر . ك : معجم البلدان ، ج 2 ، ص 69 ذيل « رَمْلة » : « أبو القاسم صاعد بن عُمر الرَّمليّ ، شيخٌ عالم . . . . » .
گفتنى است اين كه شيخ آقا بزرگ تهرانى محمّد بن زيد حسينى را در شمار اعلام شيعه آورده ( طبقات أعلام الشيعة ، ج 5 ، ص 165 ) ، شايد ناشى از همين نكته ( به اضافهء نسب ولقب « حسينى » وى ) باشد .
( 4 ) . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 69 .
( 5 ) . به گواهى سطور نخست متن عيون الأخبار كه درپى مىآيد ونيز برگ 41 از نسخه كه مىگويد : « قال السيّد : وسمعت والدي - رحمه اللَّه - يقول : سمعت بعض شيوخنا . . . » .