نمىماند ، بلكه در بسيارى از أوقات وبسته به شرايط قوّت وضعف هر يك از طرفين ووضعيت حكومت وعوامل متعدّد ديگر تشديد مىگرديد وبه منازعات وجنگهاى فرقهاى گستردهاى ميان دو يا چند محله منجر مىشد وگاهى تمامى شهر را فرا مىگرفت وگروههاى ديگر را نيز به معركه وارد مىكرد .
نمونهء مشهور اين حوادث را در تاريخ شهرهاى بغداد ورى مىتوان خواند كه محلهها وبلكه بخش أعظم شهر را در كأم خود فرو برد . اين تقابل وتضاد ، تودهء مردم خشمگين ومعتقد به يكى از دو عقيدة را به جنگ وزد وخورد وا مىداشت ؛ ليكن همواره انعكاس معقول ومناسب آن را در تأليفات نويسندگان هر يك از دو طرف آن دوره مىتوان يافت ، ودر حقيقت ، كتابهاى اعتقادي ورديه نويسى وفضايلنويسى هر دورهاى ، انعكاس ملايم ومعقولى از وقايع وحوادث همان دوران به شمار مىرود . كتاب المراتب أبو القاسم بُستى نيز در حقيقتْ انعكاس يكى از همين حوادث بوده كه خود أو درگير آن شده است .
بنا به روايت ناسخِ نسخهء أصل كه در آغاز نسخه ، نيم صفحهاى به ترجمهء بُستى پرداخته ، أبو القاسم بُستى « كان ينصر الشيعة على النواصب ، ويُورد الحجج الباهرة » وهمين نصرت ويارى شيعيان را در جريان سفر خود از رى به طبرستان ، در دوران حكومت منوچهر زيارى بر طبرستان ، با برگزارى مجالس ذكر فضايل أهل بيت عليهم السلام در شهر آمل نشان داد . وأين مجالس به گونهاى براي ناصبيان گزنده بود كه والى شهر را وأدار به تبعيد
ميراث حديث شيعه — صفحة 116
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١١٦