الّذي قدّم المفضول على الفاضل ) انعكاس همين رأى ونظر است .
امّا شيعيان امامي ، علىّ عليه السلام را أفضل بشر بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله وبه دليل نصّ وسبق در اسلام وافضليت ؛ خليفهء بلا فصل رسولاللَّه صلى الله عليه وآله دانستهاند ، وخلافت متقدّمين بر أو را نامشروع وغاصبانه مىدانند ؛ امّا زيديان كه در أصول مذهب معتزلي مىباشند ، به طور عمومْ تابع رأى معتزلهء بغداد بوده وبه افضليت علي عليه السلام بر صحابه وخلفا ودر عين حال مشروعيت خلافت خلفاى سابق بر حضرت اعتقاد داشتهاند . در اين ميان ، ناصبيان يا نواصب كه به طور عموم ، أهل حديث وحنبلي مذهب ويا به اصطلاح امروز سلفى بودهاند وبنا بر آموختههاى خود از حديث وبر طبق سيرهء سلف صالح خودشان ، عموم صحابه را منزّه ومبراى از خطا مىدانستند ، هنگام برخورد با شيعيان ومعتزله ، كه روش صحابه صدر اوّل را مورد نقد وبررسى قرار مىدادند وبر طبق شواهد تاريخي وقراين قطعي ، به كفر يا فسق ويا انحراف آنان حكم مىكردند ، در دفاع از معتقدات خود اقدام به عكس العملهايى مىنمودند كه دقيقاً نقطهء مقابل معتقدات آنها بود .
بدينگونه كه در راه دفاع از خلفا وصحابه ، نخست به انكار فضايل علي عليه السلام مىپرداختند ودر مرحله بعد براي تأكيد بر انكار ، به تنقيص روى آورده ودر نهايت ، دشمنى خود را با سب ولعن آشكار مىكردند .
اين تقابل آرا وتضاد آنها ، بالضرورة هميشه محصور چهارديوارى مدارس ومجالس مجادله ومناظره ميان علما باقي
ميراث حديث شيعه — صفحة 115
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١١٥