خدمتي به تراثِ محدِّثانِ اماميّه كرده باشد .
نگارنده از خامْدَستانگىِ اين ويرايش نيك با خبرست ، ليك اميد مىدارد زماني ديگر ، در مجالي فراخْتر ، باز به كارِ اين ويرايش اهتمامى نمايد ودر اصلاحِ متن وتكميلِ توضيحات وسنجيدنِ هر دُوان با نسخ ومآخذِ ديگر بكوشد ؛ إن شاء اللَّه الرّحمن .
بارى :
هزار نقش بر آرد زمانه ونبود * يكى چُنان كه در آيينهء تصوّرِ ماست « 1 »
وصورت پذيرفتنِ ويراستِ فعلى ، شايد بر دستْ بازداشتن وانتظار كشيدن مرجّح باشد ؛ مگر نه آنكه أحمد بن طيب سرخسى ، از استادش ، أبو يوسف كِنْدى ، نقل مىكند كه گفت :
اى فرزندم ! هر نوشته وكتابي را كه به دستت مىرسد ، اگر مىتوانى ووقت آن را دارى استنساخ كن ، زيرا آنچه در دفترت مىنويسى وكاغذ سفيد تو با آن نوشتهها سياه مىشود ، بهتر است از آن برگهايى كه از دفترت سفيد مىماند ! « 2 » .
2 - سنّت اجازه واجازه نامه نويسى
اجازهء روايتِ حديث ، يكى از راههاى فراگرفتن وتحمّلِ حديث است كه از دير باز ميانِ علماىِ ما متداول ومتعارف بودهاست ؛ وبا رخصت شفاهى يا كتبي شيخ به راوي براي روايتِ احاديثِ مضبوط در متن يا متونى كه در ثبت دارد تحقّق مىپذيرد ولزوماً نبايد با سماع يا قرائت همراه باشد .
هامش
( 1 ) . بيت از انورى ابيوردى است .
( 2 ) . نشريه شهاب ، ش 14 ، ص 11 ، با تصرّفِ جزئىِ ويراستارانه .