يار عاقل به غير عاقل نيست * مرد عاقل نديم جاهل نيست
99 - رِوايَةُ الحَديثِ انْتِسابٌ إِلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله .
سُخَنَت گر زنطق مصطفوي است * انتسابت به حضرت نبوي است
نسبتت گر به مصطفى باشد * به أزين دولتي كجا باشد ؟
[ باب ] الزآء
100 - زِنِ الرِّجالَ بِمَوازينهِمْ .
مرد را بين تو در موازينش * يعنى اندر طريق وتمكينش
تا چه دارد ز دانش اندر كشْ * قدر أو را به وزن أو بركش
101 - وَمِنْ ارْشادِهِ : زُرِ الْمَرْءَ بِقَدْرِ « 1 » إِكْرامِهِ لَكَ .
بر تو آن را كه از كرم حقي است * گر تو حرمت نداريش دقيست
مكرم خويش را به قدر كرم * حرمتش دار ومنتش بر هم
102 - زُهْدُ العامي مَضَلَّةٌ .
زهد نادان وجاهل وعامي * محض گمراهى است وبدنامى
مرد عامي ززهد اگر لافد * لافد از شعر وبوريا بافد
103 - زِيارَةُ الحَبيبِ إطْرآءُ المَحَبَّةِ .
ديدن دوست راحت نظرت * ديدن دشمن آفت بصر است
ديدن دوستى كه نيست دو روى * تازه دارد محبت از همه روى
104 - زَحْمَةُ الصَّالِحينَ رَحْمَةٌ .
زحمت صالحان بي تلبيس * رحمت آمد به كورى إبليس
آنكه أو گوهر معارف سفت * زحمت الصالحين رحمت گفت
هامش
( 1 ) . « س » و « كو » : على قدر .