تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ودر مدارج بطون اين سخن عروج نمايند ، واز توغّل در مكامن 11 آن مستوحش نگردند .
ده پايه بست كرده أم آهنگ قول خويش * تا بو كه فهم آن به مذاق تو در شود

[ پايه أول ]

نهفته نخواهد بود بر واقفان عرف مناسبت ، كه بناء زبان رمز بر آن است كه نقطه سبب اظهار حرف مى شود ، وهويدا كردن خصوصيات هر يك از آن پس نقطه بر اين وجه لباسى باشد از آن حرف كه به آن مى تواند بر صدر اظهار واشعار خراميدن ، وحروف در تلبّس بدان لباس مراتب متفاوت دارند ، چه بعضي آنند كه به صورت وجودي نقطه متميز وهويدا مى شوند ، كه آن را حروف ناطقه خوانند ، وبعضي به صورت عدمي أو ظاهر مى شوند ، وآن صوامتند ، وقسم اوّل كه نقطه به صورت وجودي خود سبب هويدايى آنهايند ، چندى لباس نمايش كونى حرف ، وتفوق خارجي أو واقعند ، چنانچه نقطه « خا » و « فا » وچندى لباس نمايش وجودي ومدارج تبطن داخلي افتد ، چنانچه نقطه « با » و « جيم » .

[ پايه دوم ]

چون اين مقدمه روشن گشت ، ببايد دانست كه « با » عبارت از صاحب مرتبه نبوّت است ، چه نبي به زبان هدايت نشان حرف « باء » بيان وابانتست ، كه به صورت نون و « يا » كه تمام سوّيه اعتدالى است ظاهر گشته ، واز اينجا هوشمندان عالم تفطّن را فهم شود ، كه صاحب اين سخن را در اظهار كمالات وجودي نبي ، كه عبارت از علوم خاصّه اوست ، گوى سبقت از اقران زمان خود ربوده ، پيش افتاد ، پس اگر در نمايش مراتب كونى ، ورياست صوري ، از ايشان تخلّف نموده باشد ، كلاه گردون ترك جاهش از اين حكايت گردآلود ، عيب ونقص نخواهد گشت ، پس اين روى سخن هم چنانچه بيان مرتبه وبزرگى أو نموده ، عذر تقاعد وتخلّفى كه در بينش كوته نظران عالم آلايش نموده
هامش
11 . مكامن جمع مكمن ، جاى پنهان شدن ، كمينگاه .