تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
وللمترجم بعض القطعات والقصائد والغزليات ، ومنها قطعة أشار بها إلى بعض الاختلافات السياسيّة في المجلس الشورى الملّي وأحزابه السياسيّة لا تخلو عن لطف وملاحة حيثُ يقول :
اى ماه مجلس‌آرا از ابروى هلالي * چشم تو انقلابى قدّ تو اعتدالى رقص تو ارتجاعى نام تو امتناعى * وصل تو اجتماعي هجر تو اختلالى اى از همه بتان بِه ما لاغر وتو فربه * آزاديى به ما ده اى سرو ليبرايى ما حزب مؤتلف ماة با خرقه دموكرات * الفت كنيم هيهات فكرى بود محالى در مجلس مقدّس با قامتى مقوّس * شعري بديع ونورس بسرودم ارتجالى
وله قطعة في ذكر غدير خمّ ونصب رسول‌اللَّه صلى الله عليه وآله علي عليه السلام لإمرة المؤمنين يقول فيه :
زان خمّ قديمى كه نه آن عصر عصير است * زان مى كه يكى از اثرش جرم أثير است زان مى كه از أو نشئهء انسان كبير است * زان مى كه گسارنده آن حي قدير است زان باده كه خم خانه آن خمّ غدير است * اى شاهد قدسي ز كرم ساغر سرشار حق گفت به احمد كه تو خوش دار وفا را * در عالم ذرّات كه خوانديم شما را گفتيم الَستى وشنيديم بلى را * يك عالم ذرّ دگر امروز بيآرا با خلق بيا تازه كن آن عهد خدا را * اى سيّد كلّ فخر رُسل احمد مختار همچون زكريّا ز تكلّم چه كنى صوم * بىرمز بما انزَلَ تبليغ كن اين قوم
بيدار على باش وبرانگيز تو از نوم * اين قوم گران خواب مپرهيز تو از لوم اعلان وصايت كن وفرماى كه اليوم * أكملت لكم دينكم اى زمرهء أنصار اورنگ حجازي برانگيخت چو سلطان حجازي * چون صورت رحمن ديد به كرسي حجازي از عرش فرا شد سر منبر به فرازى * بر خواند يكى خطبهء تازى به درازى كوته‌نظران را گفت كه تا چند مجازى * حق خواست حقيقت شود امروز پديدار آنگاه على را ز كرم گشت طلب خواه * بگرفت چو از مهر على جا به بر شاه اين نكته عيان شد كه نبي مهر وعلى ماه * بگرفت چو احمد بازوى دست يداللَّه برداشت على را به مقامِ ورفعناه * آن سان كه برفعت بشد از حيطهء پندار