اللّهزاده حكيم بود و آقاى لواسانى با علماء ايران مجتمعا رفتيم به ملاقات وزير حج و اوقاف به عنوان تبريك عيد و آزادى آقاى صادقى را خواستيم در پاسخ گفت : نظر در اين امر از وظيفه كارى من بالاتر است برويد ولى عهد را ببينيد ! .
در آن زمان ملك فيصل ولى عهد بود . ما به سمت خيمه فيصل ( ولى عهد ) رفتيم خيمه سلطنتى بزرگى بود يك سمت علماء ايران بر كرسىها نشستند و سمت ديگر علماء عراق . اينجانب و سيّد مهدى حكيم ( كه هنوز در لباس احرام بود ) بر صندلىهاى دو طرف فيصل نشستيم . پس از تبريك عيد به فيصل از خدماتى كه دولت سعودى براى رفاه حاجيان انجام داده بود تقدير و تشكر كردم . پس از آن گفتم خداوند درباره منافع حج مىفرمايد : « لّيَشْهَدُواْ مَنَفِعَ لَهُمْ » . « 1 »
و گفتم : در اين سفر « لِيَشْهَدُواْ مَنَفِعَ لَهُمْ » را مشاهده كردم . مسلمانها كه گرفتار ظلم حكومتهاى خودشان هستند به مسلمانهاى ديگرى كه به حج مشرف مىشوند درد دل مىكنند و خود ديدم يك نفر از اهل يمن بالاى منبرى ايستاده بود و فرياد استغاثه از جمال عبد الناصر مىزد كه در آن زمان به يمن ارتش برده و با ايشان جنگ مىكرد .
فيصل گفت : « يا مسلمون انتم مو خوش اوادم لا تشتكوا من حكومات بلادكم انتم ما تعملون بالاسلام ! « 2 » « إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ » . « 3 »
گفتم : صح إنّنا كنّا موخوش اوادم ما نعمل بالإسلام وكان بيننا و بين حكومات بلادنا صفاء لكن عندما أردنا أن نغيّر ما بأنفسنا و نعمل بالإسلام وقع الخلاف بيننا و بين حكومات بلادنا . « 4 »
در نتيجه اين گفتگوها آقاى صادقى آزاد شد » .
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 28 .
( 2 ) . يعنى اى مسلمانها شما آدم خوبى نيستيد از حكومتهاى خود شكايت نكنيد . شما خود به اسلام عمل نمىكنيد .
( 3 ) . سوره رعد ، آيه 11 .
( 4 ) . صحيح است كه ما آدمهاى خوبى نبوديم و به اسلام هم عمل نمىكرديم ، لذا بين ما و حكومتمان مشكلى نبود اما حالا تغيير حالت داديم و مىخواهيم به اسلام عمل كنيم . حال بين ما و حكومتمان جنگ شده است .