و از مرحوم آيت اللّه سيد اسماعيل صدر خواستم در حسينيهشان ( در كاظمين ) بعد از ختم ما ختم بگذراند . پس از آن به سفر حج مشرف شدم . در مدينه مرحوم حاج سيّد احمد لواسانى كه به نمايندگى از آقايان مراجع در موسم حج مىآمدند به من گفتند : حضرت آيت اللّه خمينى نوشتهاى فرستادند كه از روى آن بنويسم آن نوشته را به عربى روز ترجمه نمودم و گفتم بفرستيد جدّه دستگاه تكثير بخريد و تكثير كنيد و بياوريد مكه ، در شب مشعر كه حاجيان در مشعر هستند به ده نفر نخاولى - شيعيان اهل مدينه - مىدهيم شبانه براى حاجيان پخش كنند .
در آن سفر ( سال 1382 ه . ق . ) در هر ملاقاتى فاجعه مدرسه فيضيه را بيان مىكردم از قبيل ديدار از الجامعة الاسلامية در مدينه و سران مسلمانها كه به حج آمده بودند مانند : آقاى مودودى ، و آقاى ندوى ، و سران حزب اخوان المسلمين .
در عصر هفتم ذى الحجه آقاى حاج سيد احمد لواسانى سراسيمه به ملاقات من آمدند ، و فرموند : آقاى حاج شيخ محمّد صادقى در خانه خدا دستهاى از آن نشريه را پخش كرده و پليس او را دستگير كرد .
گفتم فعلًا تا روز عيد نمىتوانيم كارى بكنيم از پليس سعودى سؤال كردم كسى كه در خانه خدا خلاف كرده باشد كجا زندانى مىشود ؟ مكانش را نشان دادند نزديك خانه خدا بود . فضاى زندان قريب به چهار متر در ده متر بود . پشت ميلههاى آهنى بلند ، آقاى حاج شيخ محمّد صادقى را ديدم ايستاده و ميلهها را در دست داشت . گفتم : اين چه كارى بود كرديد ؟ !
گفت : شد ! حالا مىترسم مرا به حج نبرند . گفتم : نترس تو را حج خواهند برد .
به آقاى لواسانى گفتم : شما صبح روز عيد قربان علماء ايران را جمع كنيد و ما علماء عراق را خبر مىكنيم و با هم نزد وزير حج مىرويم و از او آزادى آقاى صادقى را مىخواهيم .
از بعثه حج آيت اللّه حكيم رحمهالله كه توسط آقا زاده ايشان آقاى سيّد مهدى حكيم و عموزادهشان سيد هادى حكيم بود خواستم كه علماء عراق را بياورند .
روز عيد اينجانب با علماء عراق كه در ميانشان آقاى سيّد مهدى حكيم ، آيت
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 144
مساهمون: محمد باقر اديبى لاريجانى
ص١٤٤