9 . انتشار خبر فاجعه كشتار مدرسه فيضيه
حادثه خونين مدرسه فيضيه قم كه در روز دوم فروردين ماه 1342 هجرى شمسى رخ داد . يكى از عوامل مؤثر در به ثمررسى انقلاب اسلامى در آينده بود ، حضرت علّامه عسكرى گر چه در آن سالها در ايران نبودند و در عراق در خطّ مقدّم دفاع از كيان تشيّع قرار داشتند ؛ اما از حوادث ايران غافل نبودند و در آگاهى دادن به مردم شيعه عراق نسبت به حوادث كشور ايران كوششهاى فراوانى كردند ، حضرت استاد در اين زمينه مىفرمايند :
پس از حادثه كشتار مدرسه فيضيه ، دستوردادم تا آيه شريفه « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تَا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبّهِمْ يُرْزَقُونَ » را به عنوان شعار بر پارچهها نوشتند و در تمام بغداد نصب كردند ، در بغداد ( مراسم ختم را سه شب مجلس مىگيرند ) در حسينيهاى كه نماز مىخواندم كه در محله شيعيان كرّاده شرقيه بغداد بود ) سه شب ختم گرفتم و پس از آن براى سفر حج ابتدا به بَيْتُ المَقْدِس و سوريه رفتم و در آنجا قضيه مدرسه فيضيه را مطرح كردم در اردن و مكه نيز با علماء آنها صحبت كرده و حادثه خونين مدرسه فيضيه را بيان كردم . « 1 »
10 . ملاقات با امام خمينى رحمهالله در دوران تبعيد
« بعد از تبعيد امام خمينى به عراق به محض ورود ايشان به بغداد با دو نفر از دوستان ( شهيد حاج عبدالصاحب دخيّل و شهيد محمّد هادى السُبيتى ) به ديدار ايشان رفتيم و در كاظمين عرض خدمت كرديم . اتفاقا آن روز كس ديگرى نيامده بود ، من عرض كردم : چه دستورى مىفرمائيد ؟ و چه كمكى از ما بر مىآيد ؟ ايشان فرمودند : قصد ماندن در كاظمين را ندارم و به نجف مىروم . البته بعد از اين سه بار ديگر در نجف به ملاقاتشان رفتم [ و چون كه من در رأس مبارزين سياسى در عراق قرار داشتم ، صلاح نمىديدم خيلى با امام رحمهالله ارتباط برقرار كنم ؛ زيرا براى ايشان مشكل ايجاد مىكرد ] شبانه به ديدارشان مىرفتم ، يك بار درباره اوضاع يكى از شهرهاى ايران [ با مرحوم امام ] گفتگو
هامش
( 1 ) . مصاحبه با علّامه عسكرى در برنامه ديدار با فرزانگان ، سال 1380 ه . ش .