« شب با استاد احمد امين در صحن كاظمين ( سلام اللّه عليهما ) قرار گذاشتيم .
وقتى ايشان آمد ، از نوشته من تعجّب كرده بود ، كه يك طلبه اين مطالب را درك كرده است . به اصطلاح خودش گفت : اگر كسى اين واقعيّات را فهميده بايد ماهى صد دينار به او بدهند .
ايشان براى شروع كار مىگفت : بايد دارالمعلمين تأسيس كنيم و من مىگفتم از مدارس ابتدايى شروع كنيم . ايشان مىگفت : براى مدارس ابتدائى از كجا معلم تهيه مىكنيد ؟ در مدارس جديده كه معلم متديّن وجود ندارد ، در مدارس قديمه ( حوزههاى علمى ) كه كسى نمىتواند اين كار را بكند ، من هر دو سخن را از جانب ايشان زيادهروى مىديدم ، طلبه نمىتواند در مدارس ابتدائى درس بدهد يعنى چه ؟ !
عدّهاى از تجّار ايرانى را كه مثل خودم عربى صحبت مىكردند جمع كردم و با آنها صحبت كردم ، آنها هم قبول كردند كه مدرسه ابتدايى تأسيس شود .
اعضاى هيأت مديره عبارت بودند از : 1 - سيد عبد الباقى رشتى . 2 - سيد عبد الوهاب مشاط . 3 - سيد صادق مشاط . 4 - حاج توفيق رومانى . 5 - حاج محمّد تقى حريرى . « 1 »
استاد پس از تأسيس اين مدرسه به سامرا بازگشتند ؛ امّا مدّتى نگذشته بود كه استاد امين از اداره مدرسه به تنهايى عاجز مانده بود ، نامهاى به حضرت علّامه عسكرى مىنويسد و مىگويد : شما مرا در اينجا گرفتار كرده و خودت فرار كردهاى . حضرت استاد بعد از اين نامه دوباره به كاظمين بازگشتند و در رأس كارها قرار گرفتند و كار مدرسه به روال معمول و درست ادامه يافت .
« آن وقت در عراق مراسم جشن در ميلاد ائمه عليهمالسلام مرسوم نبود ، ما در اين مدرسه شروع كرديم به برپائى مراسم جشن در مناسبتها ، در اين مجالس بزرگان شيعه مىآمدند و من هم سخنرانى مىكردم در واقع اين مدارس را به مراكز فرهنگى شيعه تبديل كرده بوديم » . « 2 »
هامش
( 1 ) . مصاحبه با علّامه عسكرى در برنامه ديدار با فرزانگان سال 1380 ه . ش .
( 2 ) . همان جا .