« قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا . . . . . »
( مائده / 104 ) « گفتند : آن چه را كه پدرانمان را بر آن يافتيم ، ما را بس است »
اما موحد بر كار خود دليل دارد .
ثالثاً : اساساً حقيقتِ عبادت جز براى وجود يكتا كه از هر عيب و نقص پيراسته و داراى أسماى حُسناست ، صورت نمىبندد . بنابراين ، عبادت تنها و تنها مختص خدا و شايستهء اوست . خداوند براى هيچ كس چنين اذنى نداده كه حتى براى لحظهاى معبود واقع شود ، بنابراين از نظر مؤمنانِ موحد ، سجدهى ملائكه بر آدم « 1 » يا سجدهى برادران يوسف بر وى « 2 » و سجدهء عبد الله بن عباس بر حجر الاسود كه با سند صحيح نقل شده است « 3 » عبادت غير خدا نيست . طواف كعبه و سعى صفا و مروه ، براى عبادت صفا و مروه نيست . مؤمنان موحد در زمان حيات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز ، به اين اصل اساسى آگاه بودند و از اين رو ، هرگاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را شفيع قرار مىدادند يا به اجزاى بدن و لباس ايشان تبرك مىجستند و يا براى درخواست حاجت از خدا ، به ايشان توسل مىيافتند و . . . هرگز توهّم نمىكردند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را عبادت
هامش
( 1 ) - بقره ، 34
( 2 ) - يوسف ، 100
( 3 ) - ر . ك : حاكم نيشابورى ، ابوعبد الله ، المستدرك : ج 1 ، ص 455