بنابراين ، هرگز نبايد اين ستم بزرگ و امر زشتى كه بخشيده نمىشود را به كسى نسبت داد - به ويژه مسلمانى كه اعتقاد به خدا و معاد و نبوت دارد - جز آن كه ادلهى قوىّ و متقن بر آن اقامه كنيم .
ثانياً : شرك برهان بردار نيست و استثناپذير هم نيست . قرآن مىفرمايد :
« وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ . . . . »
( مؤمنون / 117 ) « و هر كس با خداوند معبود ديگرى بخواند ، وى را بر آن حجت و برهانى نيست » .
در اين آيه عبارت « لا برهان له به » ، صفت براى « إلهاً آخر » است ، پس كار مشركان بى دليل است هر كس إله ديگرى غير از الله برگزيند بر اين كار خود ، هيچ برهان ودليلى نمىتواند اقامه كند جز آن كه از ظن و خواستهى نفس پيروى مىكند همان گونه كه قرآن مىفرمايد :
« . . . إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ . . . »
( نجم / 23 ) « و آنان جز از ظن و گمان و آن چه كه نفسهايشان مىخواهد ، پيروى كنند »
و يا آن كه بهانه مىآورند بر اين كه از پيشينيان خود پيروى مىكنند :