ابن حجر در بارهء اين توجيه گويد :
« اين سخن كسى است كه به چيزى از طرق حديث - جز آنچه كه به نحو فشرده در « بخارى » آمده - آگاهى نداشته است » . « 1 »
« وجود آنان در زمان واحد ، عين پراكندگى و افتراق است و نميتواند مراد حديث باشد » . « 2 »
بدين گونه ، علماى مكتب خلفا در تفسير روايات گذشته ، به ديدگاه واحدى نرسيدند . علاوه بر آن ، از آوردن رواياتى كه رسول خدا ( ص ) اسامى آن دوازده نفر را بيان فرموده نيز ، اغماض و اهمال كردهاند . زيرا ، با سياست حاكم بر مكتب خلفا در طى قرون متمادى در تخالف و تضاد بوده است . اين روايات را محدّثان مكتب اهل البيت ( عليهم السلام ) در تأليفات خود با اسنادى كه به نيكان صحابه ميرسد ، از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند . و ما در بخش آينده به آوردن اندكى از آنها كه هر دو گروه در كتب خود آوردهاند بسنده ميكنيم .
* * *
هامش
( 1 ) . فتح البارى ، ج 16 / 338
( 2 ) . فتح البارى ، ج 16 / 339 .