روايتى ، در پايان حديث فوق چنين آمده است : و هر كس كه خواهان دانش است ، بايد كه ازدر وارد شود . « 1 »
همين موضوع ، در روايت ديگر چنين آمده است :
در جنگ حديبيه بود كه ديدم رسول خدا ( ص ) دست على را در دست گرفته و فرمود :
اين مرد سرور آزادگان و كشندهء تبهكاران است . يارى كنندهء او پيروزاست و خواركنندهاش ، خوار و بى مقدار . در اين جا رسول خدا ( ص ) صدايش را بلند كرد و به سخنانش چنين ادامه داد : من شهر دانشم و على دروازهء آن است ، هر كس كه بخواهد كه به اين شهر در آيد ، بايد كه از دروازهء آن وارد شود . « 2 »
در روايت ابن عباس سخنان پيغمبر ( ص ) اين طور آمده است :
من شهر دانشم و على دروازهء آن است ، هر كس كه قصد اين شهر كند ، بايد كه از دروازهء آن وارد شود . « 3 »
امّا در روايت شخص امام على ( ع ) آمده است كه پيغمبر ( ص )
هامش
( 1 ) . مستدرك الصحيحين ، ج 3 / 127 - 129
( 2 ) . تاريخ بغداد خطيب ، ج 2 / 377
( 3 ) . كنز العمال ، چاپ دوم ، ج 12 / 212 ، ح 1219 ، كنوز الحقايق المناوى .