در تفسير طبرى ، طبقات ابن سعد ، تهذيب التهذيب ، كنز العمال و فتح البارى روايت زير آمده و ما از فتح البارى نقل ميكنيم :
از ابو طفيل روايت شده است كه گفت : من در يكى از سخنرانيهاى على ( ع ) حضور داشتم كه ميگفت : هر چه ميخواهيد از من بپرسيد ، كه به خدا قسم اگراز آنچه تا به روز قيامت اتفاق خواهد افتاد از من بپرسيد ، به آن پاسخ خواهم داد و شما را از آن با خبر خواهم كرد . از قرآن از من بپرسيد كه به خدا سوگند آيه اى نيست مگر اين كه ميدانم در شب نازل شده است يا در روز ، در بيابان بر پيامبر خدا ( ص ) فرود آمده است يا در كوه . . . . « 1 »
از اين روى است كه رسول خدا بنا به روايت جابر بن عبد الله در حق على ( ع ) فرموده است :
من شهر علم هستم و على دروازهء آن است . هر كس كه بخواهد به اين شهر وارد شود ، بايد كه از دروازهء آن بگذرد .
حاكم ميگويد اين روايات صحيح الاسناد است . « 2 » و بنا به
هامش
( 1 ) . تفسير الطبرى ج 26 / 116 ؛ طبقات ابن سعد ج 2 ، ق 2 ، ص 101 ؛
( 2 ) . مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 126 و در ص 127 به طريقى ديگر آمده ، تاريخ بغداد ، ج 4 ، / 348 و ج 7 ، / 172 و ج 11 / 48 و در ص 49 از يحيى بن معين نقل شده است كه آن صحيح است ، اسد الغابه ، ج 4 / 22 ، مجمع الزوائد ، ج 9 / 114 تهذيب التهذيب ، ج 6 / 320 و ج 7 / 427 ، فيض القدير ، ج 3 / 46 ، كنز العمال ، چاپ دوم ، ج 12 / 201 ، ح 1130 صواعق المحرقه ، ص 73 .