تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

أوليات :

قضايايى هستند كه عقل به مجرد درك آن‌ها بدون يارى گرفتن از حس و خيال ، آن‌ها را تصديق مىكند . يعنى ذهن به محض تصور طرفين و نسبت بين آن‌ها به صدق قضيه حكم مىكند ، مانند كل متغير حادث .

إيجاب :

در لغت ، يعنى اثبات‌كردن . در اصطلاح ، خطاب خداوند است كه به افعال مكلف تعلق مىگيرد و انجام فعلى را به‌طور جزم و قطع از او طلب مىكند . إيجاب همان خطاب ، اثر خطاب و تعلق به افعال مكلف ، وجوب و واجب فعل مكلف است . به ايجاد نسبت يا حكم اطلاق مىشود و در بيع به لفظى كه در آغاز از سوى يكى از طرفين عقد گفته مىشود ، اطلاق مىگردد .

إيجاز :

بيان معنا و مفهوم با كمتر از الفاظ متعارف .

إيحاء :

القاى معنا در ذهن با سرعت و به صورت نهانى .

إيقان :

آگاهى به حقيقت چيزى پس از نظر و استدلال .

ايهام :

يا تخييل ، يعنى گوينده لفظى را ذكر مىكند كه داراى دو معناى نزديك و بعيد است . اگر انسان آن را بشنود ، ذهنش به معناى نزديك متوجه مىشود ، در حالى كه مراد متكلم معناى بعيد است . اكثر آيات متشابه چنين هستند :
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
( زمر / 67 )

إيماء :

در لغت به معناى اشاره و يادآورى و يكى از مسالك علت است ، يعنى راه‌هايى كه به وسيله‌ى آنها علت بودن چيزى شناخته مىشود .

إقتران :

بودن حكم و وصف به گونه‌اى است كه اگر اين وصف يا مانند آن ، علت براى حكم نباشد ، كلام به دور از فصاحت و به بنا مقتضاى حال نيست . با اين‌كه سخن شارع به دور از واژه‌هاى زايد و بيهوده است ، و چند گونه است : 1 - اين‌كه حكم به دنبال وصف با فاء ذكر شود كه دلالت دارد اين وصف علت براى اين حكم است . مانند
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
( بقره / 222 ) . 2 - ترتيب حكم بر وصف با صيغه‌ى جزا كه بر تعليل دلالت دارد :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
( طلاق / 65 ) .