أوليات :
قضايايى هستند كه عقل به مجرد درك آنها بدون يارى گرفتن از حس و خيال ، آنها را تصديق مىكند .
يعنى ذهن به محض تصور طرفين و نسبت بين آنها به صدق قضيه حكم مىكند ، مانند كل متغير حادث .
إيجاب :
در لغت ، يعنى اثباتكردن .
در اصطلاح ، خطاب خداوند است كه به افعال مكلف تعلق مىگيرد و انجام فعلى را بهطور جزم و قطع از او طلب مىكند .
إيجاب همان خطاب ، اثر خطاب و تعلق به افعال مكلف ، وجوب و واجب فعل مكلف است .
به ايجاد نسبت يا حكم اطلاق مىشود و در بيع به لفظى كه در آغاز از سوى يكى از طرفين عقد گفته مىشود ، اطلاق مىگردد .
إيجاز :
بيان معنا و مفهوم با كمتر از الفاظ متعارف .
إيحاء :
القاى معنا در ذهن با سرعت و به صورت نهانى .
إيقان :
آگاهى به حقيقت چيزى پس از نظر و استدلال .
ايهام :
يا تخييل ، يعنى گوينده لفظى را ذكر مىكند كه داراى دو معناى نزديك و بعيد است . اگر انسان آن را بشنود ، ذهنش به معناى نزديك متوجه مىشود ، در حالى كه مراد متكلم معناى بعيد است . اكثر آيات متشابه چنين هستند :
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
( زمر / 67 )
إيماء :
در لغت به معناى اشاره و يادآورى و يكى از مسالك علت است ، يعنى راههايى كه به وسيلهى آنها علت بودن چيزى شناخته مىشود .
إقتران :
بودن حكم و وصف به گونهاى است كه اگر اين وصف يا مانند آن ، علت براى حكم نباشد ، كلام به دور از فصاحت و به بنا مقتضاى حال نيست . با اينكه سخن شارع به دور از واژههاى زايد و بيهوده است ، و چند گونه است :
1 - اينكه حكم به دنبال وصف با فاء ذكر شود كه دلالت دارد اين وصف علت براى اين حكم است . مانند
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
( بقره / 222 ) .
2 - ترتيب حكم بر وصف با صيغهى جزا كه بر تعليل دلالت دارد :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
( طلاق / 65 ) .