تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
متكلمان را نظر بر آن است كه فعل موافق شرع باشد چه موجب اسقاط قضا شود يا نشود ، اما در نزد فقيهان صحت عبادت ، يعنى اسقاط قضا و صحت را مرادف إجزاء مىدانند . اما در بين صحت و إجزاء تفاوت وجود دارد . صحت اعم از إجزاء است ؛ چون عبادات و معاملات متصف به صحت مىشوند ، اما إجزاء تنها در مورد عبادات به كار مىرود . مقابل إجزاء ، عدم و مقابل صحت ، بطلان است .

اجماع :

در لغت به معناى تصميم گرفتن و توافق‌كردن است . أجمع فلان على كذا : يعنى تصميم گرفت :
« فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ ؟ »
( يونس / 17 ) تصميم بگيريد .
« وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ »
( يوسف / 15 ) تصميم گرفتند ، او را در نهان‌خانه‌ى چاه بگذارند . « من لم يجمع الصيام قبل الفجر فلا صيام له ، يعنى يعزم » معناى دوم ، توافق‌كردن ، همداستان شدن است : « لا تجتمع أمتى على ضلالة » امتم بر گمراهى همداستان نمىشوند . در بين اين دو معنا تفاوت وجود دارد : 1 - اجماع به معناى اول از يك تن و يا چندين تن متصور مىشود ، اما به معناى دوم از دو نفر و بيشتر متصور مىشود . 2 - عزم و تصميم جمع دل‌هاست ، اما در اتفاق و توافق جمع آراست . 3 - اجماع به معناى تصميم با خودش و حرف جر « على » متعدى مىشود ، اما اجماع به معناى توافق تنها به وسيله‌ى حرف جر « على » متعدى مىشود .

اجماع در اصطلاح :

توافق همه‌ى مجتهدان امت اسلامى پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در يكى از زمان‌ها بر هر امرى از امور دينى يا دنيوى يا عقلى است . اجماع در امور دينى مانند حليت بيع ، و حرمت ربا ، در لغت مانند دلالت فاء بر تعقيب و تراخى ، در عقليات مانند حدوث جهان و در امور دنيوى مانند اداره‌ى كشور جايز است .

أقسام إجماع :

اجماع صريح بر دو قسم است : قولى و عملى .

إجماع صريح قولى :

يعنى توافق لفظى همه‌ى مجتهدان بر يك حكم شرعى و صراحتا رأى خود را به وسيله‌ى فتوا يا قضا بيان كرده باشند .

إجماع صريح عملى :

همه‌ى مجتهدان بر يك عملى متفق باشند ، بدون صدور قول .