زحمت و مشقت است گفته مىشود « اجتهد فلان فى حمل الرحى » و گفته نمىشود « اجتهد فى حمل خردلة » .
تلاش در جستوجوى دانستن احكام شرعى .
مجتهد همهى تلاش خود را براى كسب ظن نسبت به حكم شرعى به كار گيرد ، به گونهاى كه احساس كند از انجام تلاش بيشتر ناتوان است .
محل اجتهاد :
اجتهاد در خصوص قطعى الدلاله درست نيست ، بلكه در خصوص ظنى الدلاله يا در موضوعى است كه صراحتا نصّى دربارهى آن نيامده است .
اجتهاد مايهى ثروتمند شدن شريعت اسلامى و انقلاب دايمى و تكاملى است و به وسيلهى اجتهاد شريعت اسلامى صلاحيت همهى زمانها و مكانها را دارد .
حكم اجتهاد :
هركس نمىتواند اجتهاد كند ، بلكه بايد داراى شرايطى باشد كه براى مجتهد لازم است ، كه گاهى فرض عينى است و گاهى فرض كفايى .
گاهى تا صد شرط را براى مجتهد در نظر گرفتهاند كه مهمترين آنها عبارتند از : تسلط بر قرآن ، سنت ، اقوال صحابه و مجتهدان ، اجماع ، وجوه قياس ، آشنايى با زبان عربى و مقاصد شريعت .
اجتهاد ابداعى :
مجتهد همهى توان خود را در استنباط حكم جديد براى مسألهاى كه پيش از او ديگر مجتهدان نظرى ندادهاند ، با استفاده از ابزارهاى معرفتى موجود در عصر خويش به كار مىگيرد .
اجتهاد استصلاحى :
مجتهد توان خود را براى رسيدن به مقصود خداوند از متون وحى با تطبيق قواعد كلى و عام كه از كتاب و سنت در جلب مصلحت و دفع مفسده استنباط شدهاند ، به كار گيرد . مانند حكم به حرمت مخالفت با علايم رانندگى در عصر حاضر .
اجتهاد انتخابى يا ترجيحى :
مجتهد يكى از آراى گذشتگان را به سبب تناسب با مقتضيات زمان و مكان بر ديگر آرا ترجيح دهد و به آن حكم كند .
اجتهاد بيانى :
مجتهد در يكى از زمانها توان خود را براى كشف مفهوم موردنظر شارع از متون ظنى الدلاله به كار گيرد ، مانند عام و خاص و مطلق و مقيد . عرصهى اين اجتهاد در حدود فهم معانى متون و ترجيح برخى